نقش مجلس خبرگان در نظریه ی ولایت فقیه

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 54

فایل این مقاله در 33 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF02_2100

تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405

چکیده مقاله:

در منظومه فکری و حقوقی جمهوری اسلامی ایران، نظریه ولایت فقیه به عنوان چارچوب اصلی حکمرانی، با نهاد «مجلس خبرگان رهبری» پیوند یافته است؛ نهادی که تبیین جایگاه آن در قانون اساسی، کلید فهم پویایی نظام سیاسی متکی بر شریعت است. این پژوهش با هدف واکاوی کارکردی مجلس خبرگان در نظریه ولایت فقیه، به دنبال پاسخ به این پرسش است که این نهاد، ورای وظایف انتخاباتی، چه نقشی در تثبیت و استمرار نظام ولایی ایفا می کند؟ برای پاسخ به این پرسش، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و بازخوانی مشروح مذاکرات قانون اساسی و آراء فقهی، نسبت میان «مشروعیت الهی» و «پایگاه مردمی» مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مجلس خبرگان نه یک نهاد تشریفاتی، بلکه «مکانیسم تعادل بخش» و بازوی تداوم مشروعیت است که در سه سطح عمل می کند: نخست، در مقام تبلور اراده عمومی، مشروعیت فعلیت یافته ی ولی فقیه را محقق می سازد؛ دوم، در مقام نظارت خبرگانی، با رصد مستمر بقای شرایط زعامت، از انحراف ساختار قدرت جلوگیری می کند؛ و سوم، پیوندی ساختاری میان نهاد فقاهت و الزامات حکمرانی نوین برقرار می سازد. در واقع، این نهاد نه تنها نافی ولایت نیست، بلکه با ایجاد «نظارت پاسخگو»، ضامن انطباق عینی رفتارهای مدیریتی نظام با موازین فقهی است. نتیجه گیری نهایی پژوهش نشان می دهد که مجلس خبرگان با تبدیل نظریه ولایت فقیه از یک انتزاع نظری به یک نظام حقوقی پایش پذیر، بستری را فراهم می آورد که در آن، کارآمدی حکمرانی در عصر پیچیدگی های سیاسی و سایبری تضمین گردد؛ امری که تقویت نهاد خبرگان را به شرط استمرار بقای هوشمندانه این نظریه بدل می سازد.

نویسندگان

لیلا ناظمی گزل آباد

طلبه سطح ۳ حوزه علمیه گرایش تفسیر مکتب نرجس(س) مشهد