بررسی روش های مداخله آموزشی در اختلال نوشتن در دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 59
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EICLC01_002
تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405
چکیده مقاله:
در عصر حاضر که توانایی بیان نوشتاری به یکی از مهارت های بنیادین برای موفقیت تحصیلی و حرفه ای در تمامی مقاطع آموزشی تبدیل شده است، شناخت دقیق و طراحی روش های مداخله آموزشی موثر برای دانش آموزان دارای اختلال نوشتن (که در ادبیات علمی با عنوان نارسانویسی یا دیسگرافیا شناخته می شود)، به ضرورتی بنیادین برای تضمین دسترسی برابر این دانش آموزان به فرصت های یادگیری تبدیل شده است. اختلال نوشتن، که می تواند ناشی از دشواری در هماهنگی حرکتی ریز، پردازش زبانی نوشتاری یا ترکیبی از این عوامل باشد و با هوش عمومی یا توانایی شفاهی فرد ارتباط مستقیمی ندارد، در صورت عدم بهره گیری از روش های مداخله مبتنی بر شواهد علمی، می تواند به اجتناب از تکالیف نوشتاری، کاهش اعتماد به نفس و محدودیت در ارزیابی واقعی دانش محتوایی دانش آموز منجر شود، در حالی که با به کارگیری راهبردهای مداخله ای مناسب، می توان مسیر یادگیری این دانش آموزان را به طور قابل توجهی بهبود بخشید. هدف اصلی این مقاله، بررسی نظام مند روش های مداخله آموزشی موثر برای حمایت از دانش آموزان دارای اختلال نوشتن است؛ بدین منظور، نخست به تبیین مفهومی اختلال نوشتن و ابعاد گوناگون آن، سپس به تحلیل اهمیت به کارگیری راهبردهای تخصصی در نظام آموزشی معاصر، بررسی محدودیت های رویکردهای سنتی تدریس نوشتن، کاربردهای عملی راهبردهای مداخله ای موثر و مکانیزم های روان شناختی-عصبی زیربنایی این راهبردها پرداخته شده است. روش این پژوهش مبتنی بر مطالعه و تحلیل کتابخانه ای منابع علمی موجود در حوزه آسیب شناسی یادگیری، روان شناسی تربیتی و آموزش ویژه است که با رویکردی توصیفی-تحلیلی، یافته های پژوهش های پیشین را در قالبی منسجم گردآوری و تفسیر می کند. یافته های این بررسی نشان می دهد که آموزش صریح و گام به گام مراحل فرایند نگارش (طرح ریزی، پیش نویس، بازبینی و ویرایش)، در کنار تمرین هدفمند مهارت های حرکتی ریز و بهره گیری از فناوری های جایگزین نوشتن دستی نظیر صفحه کلید یا نرم افزارهای تشخیص گفتار، از موثرترین راهبردهای مداخله ای برای این دانش آموزان شناخته شده اند؛ علاوه بر این، رویکردهایی نظیر کاهش بار هم زمان مهارت های گوناگون نوشتن (نظیر جداسازی تمرین املا از تمرین ترکیب جملات)، و فراهم کردن زمان اضافی برای تکالیف نوشتاری، نقش بسزایی در کاهش فشار شناختی و افزایش کیفیت محصول نوشتاری این دانش آموزان ایفا می کنند. همچنین مشخص شد که موانعی نظیر دشواری تشخیص دقیق و تمایز اختلال نوشتن از سایر عوامل توضیح دهنده ضعف نوشتاری، آموزش ناکافی معلمان در زمینه روش های تدریس صریح فرایند نگارش، و کمبود زمان کلاسی برای تمرین فردی نوشتن، از عمده چالش های پیش روی اجرای گسترده این راهبردها در مدارس به شمار می روند. در نتیجه گیری کلی این مقاله تاکید می شود که سرمایه گذاری در آموزش تخصصی معلمان و فراهم کردن دسترسی گسترده تر به فناوری های کمکی نوشتاری، نه تنها به بهبود مهارت نوشتن این دانش آموزان می انجامد، بلکه زمینه ساز ارزیابی دقیق تر و عادلانه تر از دانش واقعی آنان در تمامی دروس خواهد بود که این امر، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای نظام های آموزشی در عصر حاضر محسوب می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرشیده فیروززارع
کارشناسی ارشد حسابداری، آزاد باراجین قزوین