گونه شناسی خطاهای معنایی و بلاغی هوش مصنوعی در تفسیر شعر فارسی و تحلیل پیامدهای آن برای آموزش ادبیات در مدارس

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 121

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IPESETE01_347

تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405

چکیده مقاله:

گسترش کاربرد هوش مصنوعی مولد در محیط های آموزشی، امکان تولید توضیح، خلاصه، بازنویسی و تفسیر متون ادبی را با سرعتی بی سابقه فراهم کرده است. با وجود توانایی چشمگیر مدل های زبانی در تشخیص برخی الگوهای معنایی و حتی تفسیر استعاره های نو، تفسیر شعر فارسی به سبب فشردگی زبانی، چندمعنایی، ایهام، موسیقی، بینامتنیت، ارجاعات فرهنگی و پیوند عمیق با سنت بلاغی، همچنان حوزه ای پرخطر برای پاسخ های سطحی یا نادرست هوش مصنوعی است. هدف مقاله حاضر، ارائه گونه شناسی اولیه ای از خطاهای معنایی و بلاغی هوش مصنوعی در تفسیر شعر فارسی و تحلیل پیامدهای آموزشی اتکای بدون ارزیابی به این پاسخ هاست. روش پژوهش، مروری-تحلیلی است و با تلفیق یافته های پژوهش های مربوط به فهم زبان مجازی توسط مدل های زبانی، سواد هوش مصنوعی در آموزش، ویژگی های بلاغی شعر فارسی و الزامات تدریس ادبیات انجام شده است. بر پایه این تحلیل، خطاها در هشت دسته اصلی سامان یافته اند: تقلیل چندمعنایی به یک معنای قطعی، خلط معنای حقیقی و مجازی، تشخیص نادرست آرایه های ادبی، نادیده گرفتن بافت تاریخی و فرهنگی، انتساب منبع یا شاهد ساختگی، تفسیر واژه محور و گسسته از ساختار کل شعر، اخلاقی سازی یا روان شناختی سازی افراطی متن، و تولید توضیح روان اما فاقد شواهد متنی. یافته های تحلیلی نشان می دهد خطر اصلی، صرفا خطای آشکار نیست؛ بلکه پاسخ های زبانی منسجم و اطمینان بخشی است که می تواند برداشت نادرست را معتبر جلوه دهد و استقلال تفسیری دانش آموز را کاهش دهد. نتیجه آنکه هوش مصنوعی باید در کلاس ادبیات نه به عنوان مرجع نهایی معنا، بلکه به عنوان موضوع نقد، مقایسه و ارزیابی شواهد به کار رود. مقاله در پایان، الگویی پنج مرحله ای برای استفاده انتقادی از پاسخ های هوش مصنوعی در آموزش شعر فارسی پیشنهاد می کند.

نویسندگان

مصطفی فرهمند

دبیر، آموزش و پرورش