تبیین نگرش و میزان آمادگی معلمان نسبت به به کارگیری ابزارهای هوش مصنوعی در فرایند یاددهی–یادگیری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 58

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IPESETE01_344

تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405

چکیده مقاله:

هدف پژوهش حاضر تبیین نگرش و میزان آمادگی معلمان نسبت به به کارگیری ابزارهای هوش مصنوعی در فرایند یاددهی یادگیری بود این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی پیمایشی است جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان مقطع ابتدایی دوره اول و دوم آموزش و پرورش بود که از میان آن ها تعداد سیصد و هشتاد نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد نگرش و آمادگی معلمان نسبت به فناوری های نوین آموزشی بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت جهت تحلیل داده ها از آزمون های آمار استنباطی متناسب استفاده شد یافته ها نشان داد که نگرش معلمان نسبت به به کارگیری ابزارهای هوش مصنوعی در فرایند تدریس مثبت است اما میزان آمادگی فنی و مهارتی آنان در سطح متوسط قرار دارد همچنین بین نگرش معلمان و میزان آمادگی آن ها با سابقه خدمت رابطه معناداری وجود دارد بر این اساس پیشنهاد می شود دوره های آموزش تخصصی مستمر در زمینه کاربست هوش مصنوعی در آموزش برای ارتقای توانمندی های معلمان برگزار شود . گسترش روزافزون ابزارهای هوش مصنوعی در سال های اخیر، نظام های آموزشی را با فرصت ها و چالش های تازه ای روبه رو کرده است. این ابزارها می توانند در بهبود کیفیت تدریس، شخصی سازی یادگیری، تسهیل طراحی آموزشی، تولید محتوای درسی، ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و افزایش مشارکت یادگیرندگان نقش مهمی ایفا کنند. با این حال، تحقق این ظرفیت ها تا حد زیادی به نگرش و میزان آمادگی معلمان برای به کارگیری هوش مصنوعی در فرایند یاددهی–یادگیری وابسته است. معلمان به عنوان کنشگران اصلی کلاس درس، نقش تعیین کننده ای در پذیرش، استفاده هدفمند و هدایت آموزشی این فناوری دارند. از این رو، بررسی نگرش و آمادگی آنان می تواند تصویری روشن از امکان پذیری ادغام هوش مصنوعی در آموزش ارائه دهد.پژوهش حاضر با هدف تبیین نگرش و میزان آمادگی معلمان نسبت به به کارگیری ابزارهای هوش مصنوعی در فرایند یاددهی–یادگیری انجام شد. روش پژوهش از نوع توصیفی–پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش را معلمان دوره ابتدایی تشکیل دادند که از میان آنان، ۳۸۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بود که ابعاد نگرش و آمادگی معلمان را در دو حوزه اصلی فنی و آموزشی مورد سنجش قرار داد. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.یافته ها نشان داد که نگرش معلمان نسبت به استفاده از هوش مصنوعی در آموزش، به طور کلی مثبت است و بیشتر آنان این فناوری را فرصتی برای ارتقای کیفیت یاددهی و یادگیری می دانند. در مقابل، میزان آمادگی عملی آنان در سطحی متوسط ارزیابی شد که بیانگر وجود فاصله میان پذیرش ذهنی و توانایی کاربردی است. همچنین نتایج حاکی از آن بود که بین نگرش معلمان و میزان آمادگی آنان رابطه معنادار وجود دارد؛ به این معنا که هرچه نگرش مثبت تر باشد، آمادگی برای استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی نیز بیشتر می شود. افزون بر این، سابقه خدمت و میزان تجربه حرفه ای با برخی ابعاد آمادگی معلمان ارتباط داشت و نشان داد که تجربه آموزشی می تواند در نحوه مواجهه با فناوری های نوین اثرگذار باشد.بر اساس نتایج پژوهش، می توان گفت که توسعه کاربرد هوش مصنوعی در آموزش، صرفا به فراهم بودن ابزارها و امکانات وابسته نیست، بلکه نیازمند تقویت شایستگی های حرفه ای معلمان، آموزش های هدفمند، حمایت سازمانی و ایجاد فرصت های یادگیری مستمر است. بنابراین، پیشنهاد می شود برنامه های توانمندسازی معلمان با تمرکز بر کاربرد آموزشی هوش مصنوعی، استفاده اخلاقی و مسئولانه از آن، و طراحی فعالیت های یادگیری مبتنی بر این ابزارها در اولویت قرار گیرد. توجه به این امر می تواند زمینه استفاده موثرتر و آگاهانه تر از هوش مصنوعی را در فرایند آموزش فراهم سازد.

نویسندگان

فاطمه راضی علیایی

دکتری مدیریت آموزشی ، آموزگار آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی

مهدی قینرلو

سطح ۳ حوزوی ، آموزگار آموزش و پرورش استان آذربایجان