تعالی هستی شناختی معنا در روان شناسی وجودی؛ تبیین الگوی معنا درمانی بر اساس حرکت جوهری با رویکرد تحول در نظام تعلیم و تربیت

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 98

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IPESETE01_054

تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405

چکیده مقاله:

معنادرمانی به عنوان یکی از ستون های روان شناسی وجودی، بر نقش «معنا» در سلامت روان و مواجهه با رنج تاکید دارد؛ با این حال، تبیین های موجود اغلب در افق تجربه انسانی و محدودیت های زمانی زیست شناختی باقی مانده و پاسخگوی نیازهای غایی انسان در نظام های تربیتی نیستند. هدف پژوهش حاضر، توسعه افق هستی شناختی معنا و خروج از تبیین های مادی-زمانی، از طریق بازخوانی نظریه فرانکل در پرتو مبانی حکمت متعالیه ملاصدرا با رویکردی تحولی به نظام تعلیم و تربیت است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تطبیقی و با بهره گیری از روش استنتاج فرارونده، به بررسی مولفه های معنادرمانی (از جمله خودفراروندگی) پرداخته و سپس با استفاده از اصول بنیادی فلسفه صدرایی، این مفاهیم را در ساحت هستی شناسی بازتعریف کرده است. یافته ها نشان می دهد که با کاربست اصل «حرکت جوهری» و «اشتداد وجودی»، معنا از یک سازه ی ذهنی یا پاسخ موقعیتی به رنج، به یک «حقیقت اشتدادی» تبدیل می شود که ریشه در ازلیت (فطرت) داشته و غایت آن در ابدیت (تعالی وجودی) است؛ در این الگو، نظام تعلیم و تربیت به مثابه بستری برای حرکت ازلی-ابدی نفس بازتعریف می شود که در آن، یادگیری نه فقط انباشت اطلاعات، بلکه موتور محرکه ی حرکت جوهری برای عبور از مراتب ماده و رسیدن به تجرد تام است. بر اساس الگوی «تعالی هستی شناختی»، معنا امری فرامادی و پیوسته است که تولد و مرگ تنها نقاط عطفی در سیر تکاملی آن محسوب می شوند؛ این رویکرد، ضمن تقویت مبانی معنادرمانی فرانکل، افق های جدیدی را در روان شناسی سلامت، مشاوره تربیتی و آموزش اثربخش با رویکرد وجودی-توحیدی گشوده و با پیوند زدن اهداف آموزشی به غایات هستی شناختی، تاب آوری انسان را در برابر رنج های بنیادین به شکلی پایدار ارتقا می دهد.

نویسندگان

محمدحسن موقوفه ئی

کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی. استان قم

مریم جعفریپور

کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی. استان کرمانشاه