تبیین الگوی تربیت خودانگیخته مبتنی بر شکوفایی استعدادهای فطری؛ بازخوانی روش شناختی در آموزش و پرورش ابتدایی با رویکرد غایت گرایی
محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی رویکردهای نوآورانه در علوم تربیتی و آموزش اثر بخش در آموزش و پرورش
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 50
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IPESETE01_044
تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405
چکیده مقاله:
نظام های آموزشی معاصر در مقطع ابتدایی، علیرغم چرخش های پارادایمیک، همچنان در سیطره رهیافت های پوزیتیویستی و الگوهای مکانیکی قرار دارند که منجر به تقلیل یادگیری به فرآیندی انفعالی و «آموزش بانکی» شده است. این رویکردها با نادیده گرفتن ساختارهای هستی شناختی و غایت مندی فطری، شکافی عمیق میان «معرفت رسمی» و «زیست جهان کودک» ایجاد کرده اند. لذا پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی «تربیت خودانگیخته»، به بازخوانی روش شناختی فرآیند یاددهی-یادگیری بر پایه اشتداد وجودی و حرکت جوهری می پردازد تا مکانیسم گذار از تربیت تحمیلی به شکوفایی ارگانیک را تبیین نماید. این پژوهش کیفی با روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از «قیاس عملی»، به استنتاج اصول تربیتی از مبانی انسان شناختی حکمت متعالیه و اندیشه های فطرت بنیاد پرداخته است. یافته ها حاکی از آن است که تحقق این الگو در گرو تغییر نقش معلم از منبع اقتدار به «تسهیل گر بیداری فطرت» است. در این راستا، سه اصل روش شناختی استخراج گردید: ۱. «حریت و اختیار» جهت تقویت عاملیت (Agency) و خودفرمانی؛ ۲. «تمثیل و تذکر» برای درگیری با نظام معنایی و قوه خیال کودک؛ ۳. «غایت مندی» جهت پیوند یادگیری با کمال وجودی. نتایج نشان می دهد که این الگو ضمن همسویی با نظریه «خودتعیین گری» و رویکردهای سازنده گرایی، هویت مدرسه را به مثابه «زیست بومی برای رویش» بازسازی می کند. خروجی این فرآیند، دانش آموزی است که به جای تبعیت از محرک های بیرونی، بر اساس اشتیاق معرفتی درون زا و غایت گرایی متعالی عمل می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدحسن موقوفه ئی
کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی. استان قم
مریم جعفریپور
کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی. استان کرمانشاه