بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی، خودکنترلی، حل مسئله و پیشگیری از آسیب های اجتماعی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 45

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

COESEFOI01_1349

تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405

چکیده مقاله:

دوران دانش آموزی یکی از مهم ترین مراحل شکل گیری شخصیت، الگوهای رفتاری، نگرش های اجتماعی و توانایی های مقابله ای افراد است و کیفیت تجربه های آموزشی و تربیتی در این دوره می تواند آثار قابل توجهی بر سلامت روانی، اجتماعی و عملکرد آینده آنان داشته باشد. در چنین بستری، آموزش مهارت های زندگی را نمی توان صرفا مجموعه ای از آموزش های جانبی در کنار برنامه درسی دانست، بلکه باید آن را بخشی از فرایند توانمندسازی دانش آموز برای مواجهه منطقی، مسئولانه و سازگارانه با مسائل فردی و اجتماعی تلقی کرد. مهارت هایی همچون خودآگاهی، مدیریت هیجان، ارتباط موثر، تصمیم گیری، حل مسئله و خودکنترلی، از طریق افزایش ظرفیت شناختی و رفتاری دانش آموز، می توانند نقش واسطه ای و پیشگیرانه در برابر بسیاری از رفتارهای پرخطر و آسیب های اجتماعی ایفا کنند. هدف مقاله حاضر، بررسی تحلیلی پیوند میان آموزش مهارت های زندگی، تقویت خودکنترلی و حل مسئله و کاهش زمینه های بروز آسیب های اجتماعی در میان دانش آموزان است. بررسی مطالعات داخلی نشان می دهد که آموزش مهارت های زندگی می تواند با ارتقای خودآگاهی، مدیریت هیجان، تاب آوری، ارتباط اجتماعی و توانایی تصمیم گیری، احتمال واکنش های تکانشی و رفتارهای ناسازگارانه را کاهش دهد. همچنین خودکنترلی به عنوان ظرفیت تنظیم افکار، هیجان ها و رفتارها، امکان تاخیر در ارضای خواسته های فوری، مقاومت در برابر فشار همسالان و انتخاب پیامدهای بلندمدت تر را افزایش می دهد. از سوی دیگر، مهارت حل مسئله با تغییر شیوه مواجهه دانش آموز با موقعیت های دشوار، به جایگزینی واکنش های هیجانی و اجتنابی با فرایندهای شناختی، ارزیابی گزینه ها و انتخاب راهکار مناسب کمک می کند. شواهد داخلی همچنین بر اهمیت نقش معلمان، والدین، محیط مدرسه و روش های تدریس فعال در تثبیت این مهارت ها تاکید دارند. برآیند تحلیلی مطالعات نشان می دهد که اثرگذاری واقعی آموزش مهارت های زندگی زمانی تحقق می یابد که این آموزش ها مستمر، متناسب با سن، مبتنی بر تمرین و تجربه، همراه با مشارکت خانواده و هماهنگ با فضای تربیتی مدرسه باشند. بنابراین، پیشگیری از آسیب های اجتماعی در مدرسه نیازمند عبور از رویکردهای صرفا هشداردهنده و حرکت به سوی رویکرد توانمندسازی است؛ رویکردی که دانش آموز را به مجموعه ای از قابلیت های شناختی، هیجانی و اجتماعی مجهز می کند تا بتواند پیش از قرار گرفتن در موقعیت پرخطر، مسئله را تشخیص دهد، هیجان خود را تنظیم کند، پیامد انتخاب ها را بسنجد و تصمیم مسئولانه ای اتخاذ کند. بر این اساس، آموزش مهارت های زندگی باید به عنوان یکی از ارکان اساسی سیاست های پیشگیرانه نظام آموزشی مورد توجه قرار گیرد.

نویسندگان

حمیده آذرانی

نویسنده اول