هوش مصنوعی و مسئله تنبلی ذهنی؛ معلم به عنوان مربی تفکر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 55
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
COESEFOI01_1301
تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405
چکیده مقاله:
در عصر حاضر که هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری گذارگر با نفوذی بی سابقه در تمامی لایه های زندگی بشر، به ویژه نظام های آموزشی، جایگاه خود را تثبیت کرده است، ظهور پدیده ای نگران کننده تحت عنوان «تنبلی ذهنی» یا «کاهش فعالیت شناختی» به دلیل وابستگی بیش از حد به خروجی های آماده و تحلیل های ماشینی، به یکی از چالش های اساسی در فرآیند یادگیری و پرورش تفکر انتقادی تبدیل شده است؛ این پژوهش با هدف واکاوی تاثیرات دوگانه هوش مصنوعی بر فرآیندهای شناختی دانش آموزان و تاکید بر نقش بازتعریف شده معلم به عنوان «مربی تفکر» و نه صرفا منتقل کننده دانش، طراحی شده است. مسئله اصلی این است که اگرچه هوش مصنوعی با ارائه پاسخ های سریع و دقیق، زمان و انرژی یادگیرندگان را صرفه جویی می کند، اما این سهولت می تواند منجر به تضعیف مهارت های حل مسئله، کاهش تمرکز عمیق، و از بین رفتن فرآیندهای تاملی و تحلیل گر در ذهن دانش آموزان شود که در روانشناسی شناختی به آن «افسردگی شناختی» یا «تنبلی ذهنی» گفته می شود. در این راستا، این مقاله با تکیه بر نظریه های سازنده گرایی اجتماعی و شناختی، استدلال می کند که نقش معلم باید از انتقال دهنده اطلاعات به طراح محیط های یادگیری هوشمند و تسهیل گر تفکر انتقادی تغییر یابد، به گونه ای که دانش آموزان را توانمند سازد تا نه تنها از هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای تولید محتوا استفاده کنند، بلکه با استفاده از آن به عنوان ابزاری برای پرسشگری، به چالش کشیدن فرضیات و عمق بخشی به درک مفاهیم بپردازند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ادغام صحیح هوش مصنوعی در کلاس درس، مشروط به حضور فعال معلم در نقش یک مربی که مهارت های فراتفکری (Metacognition)، سواد اطلاعاتی و تفکر نقادانه را آموزش می دهد، می تواند از خطر تنبلی ذهنی جلوگیری کرده و سطح بالای از یادگیری معنادار و پایدار را ایجاد کند. بنابراین، گذار از آموزش مبتنی بر حفظیات به سمت آموزش مبتنی بر تفکر، نیازمند بازآموزی معلمان برای بهره گیری از هوش مصنوعی به عنوان «همفکر» یا «پارتنر شناختی» است تا دانش آموزان بتوانند در کنار ابزارهای هوشمند، هویت فکری مستقل و توانایی حل مسائل پیچیده انسانی را که از عهده ماشین ها خارج است، توسعه دهند و این پژوهش با بررسی ادبیات نظری و مدل های پداگوژیک جدید، چارچوبی عملیاتی برای این گذار ارائه می دهد.کلمات کلیدی : هوش مصنوعی در آموزش، تنبلی ذهنی، تفکر انتقادی، نقش معلم، یادگیری هوشمند.
نویسندگان
محمد میرشاهی
* نویسنده اول
لیلا کیهانی بروجنی
نویسنده دوم
سلوه سیلاوی
نویسنده سوم
گیتی صیادی
نویسنده چهارم