معلم، یادگیرنده ی مادام العمر: مسیر رشد حرفه ای از سال اول تا بازنشستگی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 49

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

COESEFOI01_1106

تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405

چکیده مقاله:

مفهوم معلم به مثابه ی یادگیرنده ی مادام العمر در دو دهه ی اخیر به عنوان یکی از تاثیرگذارترین الگوهای پارادایمی در پژوهش های تربیتی و تربیت معلم ظهور کرده و نحوه ی مفهوم پردازی، طراحی و ارزیابی رشد حرفه ای معلمان را در طول دوران خدمت دگرگون ساخته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان مشارکت معلمان دوره های ابتدایی و متوسطه ی ایران در فعالیت های یادگیری مادام العمر در مراحل مختلف زندگی حرفه ای و مقایسه ی وضعیت موجود با سطح مطلوب نظری انجام شد. چارچوب نظری پژوهش بر ترکیبی از نظریه ی یادگیری تحولی مزریو، آندروپولوژی نولز، الگوی یادگیری غیررسمی اراوت، چرخه ی زندگی حرفه ای معلم هابرمن، الگوی مراحل زندگی حرفه ای دی و ساکس و اسناد سازمان های یونسکو و سازمان همکاری اقتصادی و توسعه درباره ی توسعه ی حرفه ای پیوسته استوار است. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی معلمان شاغل در مدارس دولتی یک استان بزرگ ایران در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، ۳۸۴ معلم به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ی محقق ساخته ی ۳۵ گویه ای در هشت بعد (خودراهبری یادگیری، تفکر تاملی، مطالعه ی حرفه ای، مشارکت در دوره های آموزشی رسمی، مشارکت در جوامع یادگیری حرفه ای، پژوهش عمل، یادگیری فناوری محور و رابطه ی مربی گری) بود که بر پایه ی طیف پنج درجه ای لیکرت طراحی شد. روایی محتوایی با نظر ۱۲ تن از صاحب نظران علوم تربیتی تایید شد و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی بررسی گردید. پایایی کل ابزار با ضریب آلفای کرونباخ ۰/۹۴ و پایایی خرده مقیاس ها بین ۰/۷۸ تا ۰/۸۹ به دست آمد. یافته های آزمون کولموگروف–اسمیرنوف نشان دهنده ی توزیع غیرنرمال برخی خرده مقیاس ها بود و به کارگیری آزمون تی تک نمونه ای را در مقایسه با میانگین نظری ۳ توجیه کرد. نتایج نشان داد مشارکت معلمان در سه بعد خودراهبری یادگیری (M = ۳/۴۲، t = ۱۲/۶۵، p < ۰/۰۰۱)، تفکر تاملی (M = ۳/۱۸، t = ۴/۹۵، p < ۰/۰۰۱) و یادگیری فناوری محور (M = ۳/۲۱، t = ۵/۶۹، p < ۰/۰۰۱) به طور معناداری بالاتر از میانگین نظری بود؛ در چهار بعد مطالعه ی حرفه ای (M = ۲/۷۸، t = –۵/۲۷، p < ۰/۰۰۱)، مشارکت در جوامع یادگیری حرفه ای (M = ۲/۶۵، t = –۷/۷۸، p < ۰/۰۰۱)، پژوهش عمل (M = ۲/۳۴، t = –۱۴/۱۸، p < ۰/۰۰۱) و مربی گری (M = ۲/۸۹، t = –۲/۵۹، p < ۰/۰۵) به طور معناداری پایین تر از میانگین نظری بود؛ و در بعد مشارکت در دوره های آموزشی رسمی (M = ۲/۹۵، t = –۱/۳۲، p = ۰/۱۸۷) تفاوت معناداری مشاهده نشد. این الگو از یک پارادوکس خبر می دهد: معلمان ایرانی بیشتر در شکل های فردی و درونی یادگیری مشارکت دارند، اما از مشارکت در فعالیت های مشارکتی و پژوهش محور حرفه ای فاصله دارند. بر اساس یافته ها، پیامدهایی برای سیاست گذاری تربیت معلم، رهبری آموزشی در مدارس و طراحی برنامه های پیش از خدمت و ضمن خدمت ارائه شده است. پیشنهاد می شود نظام توسعه ی حرفه ای معلمان ایران از الگوهای آموزشی کارگاهی و مقطعی به سمت الگوهای پیوسته، مشارکتی و پژوهش محور حرکت کند.

کلیدواژه ها:

یادگیری مادام العمر ، توسعه ی حرفه ای معلم ، چرخه ی زندگی حرفه ای معلم ، جامعه ی یادگیری حرفه ای ، پژوهش عمل ، ایران

نویسندگان

حکیمه حسین خانلو

نویسنده اول

عاطفه کلاهی

نویسنده دوم

هستی چلداوی

نویسنده سوم

افسانه تفکری

نویسنده چهارم