بررسی ضرورت بازاندیشی در شیوه های سنتی آموزش و حرکت به سوی رویکردی هوشمند، تعاملی و معناگرا در کلاس درس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 78
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
COESEFOI01_983
تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405
چکیده مقاله:
طراحی و اعتبارسنجی الگوی ادغام هوش مصنوعی در فرایند تدریس با هدف ارتقای یادگیری عمیق دانش آموزان، نشان دهنده ضرورت بازاندیشی در شیوه های سنتی آموزش و حرکت به سوی رویکردی هوشمند، تعاملی و معناگرا در کلاس درس است. آموزش در شرایط کنونی دیگر نمی تواند تنها بر انتقال یک سویه اطلاعات، حفظ مطالب و ارزشیابی های حافظه محور متکی باشد؛ زیرا دانش آموزان در محیطی زندگی می کنند که دسترسی به اطلاعات گسترده و سریع شده، اما توانایی فهم عمیق، تحلیل، داوری و کاربرد آموخته ها همچنان نیازمند هدایت آموزشی آگاهانه است. ازاین رو، هوش مصنوعی مولد زمانی می تواند نقش ارزشمند خود را در آموزش ایفا کند که به عنوان ابزاری تربیتی و پشتیبان تدریس در کنار معلم قرار گیرد و در خدمت تعمیق فهم، افزایش مشارکت، تقویت تفکر و توسعه توانایی حل مسئله دانش آموزان به کار گرفته شود.بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی مولد ظرفیت های قابل توجهی برای شخصی سازی یادگیری، تولید محتوای متنوع، طراحی پرسش های چالش برانگیز، ارائه بازخورد فوری، حمایت از یادگیری مشارکتی و ایجاد فرصت های تازه برای تمرین و بازاندیشی دارد. با این حال، این ظرفیت ها به صورت خودکار به یادگیری عمیق منجر نمی شوند و تنها زمانی اثربخش خواهند بود که در چارچوب الگویی منظم، هدفمند و اعتبارسنجی شده در فرایند تدریس ادغام شوند. در واقع، فناوری به تنهایی نمی تواند کیفیت یادگیری را تضمین کند، بلکه کیفیت طراحی آموزشی، نقش هدایتگر معلم، نوع فعالیت های یادگیری، سطح درگیری ذهنی دانش آموزان و شیوه ارزشیابی است که تعیین می کند استفاده از هوش مصنوعی مولد تا چه اندازه به یادگیری عمیق منتهی خواهد شد.واژگان کلیدی: هوش مصنوعی، مولد، تدریس، یادگیری عمیق، دانش آموزان
نویسندگان
زینب زاهدی
* نویسنده اول
معصومه صالحی دمشهری
نویسنده دوم