تاثیر هوش مصنوعی بر انگیزه شغلی و رضایت سازمانی کارمندان اداری در حین کار از راه دور: مطالعه موردی سازمان ثبت احوال ایران
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 84
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IRCMS14_011
تاریخ نمایه سازی: 26 مرداد 1405
چکیده مقاله:
طی سال های اخیر، سه عامل مهم باعث تغییر بنیادین در نحوه ارائه خدمات در سازمان های دولتی ایران شده است: نخست، پیشرفت سریع فناوری های هوشمند به ویژه هوش مصنوعی؛ دوم، همه گیری ویروس کرونا که بسیاری از سازمان ها را ناگزیر به پذیرش دورکاری کرد؛ و سوم، جنگ ها و تحریم های اقتصادی که فشار مضاعفی بر زیرساخت های سازمانی وارد نموده و ضرورت دورکاری را بیش از پیش آشکار ساخت. این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک شاخص ترکیبی جدید برای اندازه گیری تعامل پویای هوش مصنوعی، انگیزش شغلی و رضایت سازمانی در شرایط دورکاری انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی و به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اداری سازمان ثبت احوال ایران بود. تعداد ۴۰۰ نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه استاندارد JDI (رضایت شغلی)، پرسشنامه استاندارد MWMS (انگیزش شغلی) و پرسشنامه محقق ساخته PAI (نگرش به هوش مصنوعی) بود. نوآوری اصلی پژوهش در ارائه یک معادله ریاضی غیرخطی اصیل به نام شاخص AHWB است که اثر متقابل سه متغیر را با استفاده از تابع لجستیک اصلاح شده مدل می کند. پارامترهای معادله با روش حداقل مربعات غیرخطی (NLS) برآورد شدند. میانگین نمرات ادراک از هوش مصنوعی ۳٫۵۶ از ۵، انگیزش شغلی ۴٫۰۲ از ۷ و رضایت سازمانی ۳٫۷۱ از ۵ به دست آمد. نتایج رگرسیون غیرخطی نشان داد مدل پیشنهادی AHWB با ضریب تبیین R² = ۰.۴۳ در مقایسه با R²=۰.۳۱ مدل خطی برازش بهتری دارد. مقدار θ = ۳.۲ (آستانه اشباع دورکاری) برآورد شد که نشان می دهد پس از ۳ روز دورکاری در هفته، اثر مثبت هوش مصنوعی بر انگیزش وارد فاز اشباع می شود. شاخص AHWB به عنوان یک ابزار تحلیلی جدید، قدرت پیش بینی بیشتری نسبت به مدل های خطی سنتی دارد. بر اساس این مدل، حداکثر دورکاری موثر توصیه شده ۳ روز در هفته است. این یافته برای سیاست گذاری دورکاری در سازمان های دولتی ایران که با شرایط تحریم و بحران مواجه هستند، حائز اهمیت است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سعید ولی نژاد
کارشناسی ارشد، گروه مدیریت، نیروی انسانی، واحد علی آباد کتول، دانشگاه آزاد اسلامی، گلستان، ایران
صفیه پورشایگان
دانشجوی دکتری تخصصی، گروه کامپیوتر، نرم افزار، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گلستان، ایران