کاربست هوش مصنوعی در ارتقای کیفیت آموزش و ارزشیابی آموزشی: مرور تحلیلی فرصت ها، چالش ها و الزامات

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 67

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IRCEMET09_325

تاریخ نمایه سازی: 26 مرداد 1405

چکیده مقاله:

تحول پرشتاب فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی، به ویژه پیشرفت های اخیر در یادگیری ماشین و هوش مصنوعی مولد، افق های تازه ای را پیش روی نظام های آموزشی گشوده و شیوه های آموزش، یادگیری و ارزشیابی را با دگرگونی های عمیق مواجه ساخته است. در چنین بستری، هوش مصنوعی دیگر صرفا یک ابزار فناورانه برای خودکارسازی فعالیت های آموزشی نیست، بلکه به عنوان یکی از پیشران های اصلی تحول دیجیتال، ظرفیت بازآفرینی فرایندهای یاددهی–یادگیری، تصمیم گیری آموزشی و ارزشیابی مبتنی بر شواهد را در اختیار نظام های تعلیم و تربیت قرار می دهد. با وجود این، تحقق این ظرفیت ها با مجموعه ای از ملاحظات آموزشی، فناورانه، اخلاقی و سیاستی همراه است که بهره گیری اثربخش و مسئولانه از این فناوری را به موضوعی راهبردی در پژوهش های علوم تربیتی تبدیل کرده است‎.‎ پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش هوش مصنوعی در ارتقای کیفیت آموزش و ارزشیابی آموزشی، تحلیل ظرفیت ها و چالش های آن و شناسایی الزامات استقرار پایدار این فناوری در نظام های آموزشی انجام شد. این مطالعه با رویکرد مروری تحلیلی و بر پایه مرور نظام مند منابع علمی معتبر، شواهد حاصل از پژوهش های منتشرشده در پایگاه های علمی بین المللی را گردآوری، ارزیابی، مقایسه و سنتز کرده است تا تصویری منسجم از وضعیت دانش موجود و روندهای نوظهور این حوزه ارائه دهد‎.‎ تحلیل یافته ها نشان داد که کاربرد هوش مصنوعی در توسعه محیط های یادگیری تطبیقی، شخصی سازی مسیرهای یادگیری، تحلیل مستمر داده های آموزشی، ارائه بازخوردهای هوشمند، پیش بینی عملکرد تحصیلی و ارتقای کیفیت ارزشیابی های تکوینی و پایانی، می تواند به بهبود کیفیت یادگیری، افزایش اثربخشی تصمیم های آموزشی و تقویت مدیریت مبتنی بر داده در نظام های آموزشی منجر شود. در مقابل، مرور شواهد بیانگر آن است که پایداری این دستاوردها مستلزم مدیریت چالش هایی نظیر سوگیری الگوریتمی، حفاظت از حریم خصوصی و امنیت داده های آموزشی، نابرابری در دسترسی به فناوری، وابستگی شناختی به سامانه های هوشمند و توسعه شایستگی های حرفه ای معلمان در استفاده انتقادی و آگاهانه از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی است‎.‎ در مجموع، یافته های این پژوهش نشان می دهد که اثربخشی هوش مصنوعی در آموزش بیش از آنکه به قابلیت های فنی این فناوری وابسته باشد، به کیفیت سیاست گذاری، حکمرانی داده، توسعه زیرساخت های فناورانه، بازنگری در الگوهای ارزشیابی و توانمندسازی سرمایه انسانی نظام آموزش وابسته است. از این منظر، هوش مصنوعی زمانی می تواند به ارتقای کیفیت آموزش و افزایش اعتبار فرایندهای ارزشیابی بینجامد که در تعامل با دانش، تجربه و قضاوت حرفه ای معلمان به کار گرفته شود و به عنوان فناوری توانمندساز، نه جایگزین کنشگری انسانی، در کانون سیاست ها و برنامه های آموزشی قرار گیرد‎.‎

کلیدواژه ها:

نویسندگان

نرگس کشاورزی گندمانی

معلم پرورشی، آموزش و پرورش استان چهارمحال و بختیاری، ایران