واکاوی تطبیقی مبانی معرفت شناختی و دلالت های تربیتی در اندیشه پروتاگوراس و جان دیویی: از نسبی گرایی سوفیستی تا ابزارانگاری پراگماتیستی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 70

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IRCEMET09_198

تاریخ نمایه سازی: 26 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف واکاوی تطبیقی مبانی معرفت شناختی و دلالت های تربیتی در اندیشه پروتاگوراس و جان دیویی انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش آن است که دو متفکر یادشده، با وجود تعلق به دو افق تاریخی و فلسفی متفاوت، چگونه نسبت معرفت، انسان و تربیت را بازتعریف کرده اند و این بازتعریف چه دلالت هایی برای فهم غایت، روش و مفهوم تربیت در پی دارد. روش پژوهش تطبیقی - تحلیلی است و داده ها با اتکا به منابع اسنادی مرتبط با آراء پروتاگوراس، سوفسطائیان و فلسفه تربیتی دیویی تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که در اندیشه پروتاگوراس، معرفت بر ادراک انسانی، شرایط موقعیتی و نسبیت داوری ها تکیه دارد و از این رو، تربیت بیش از آنکه معطوف به کشف حقیقت ثابت باشد، ناظر به پرورش توان داوری، سخنوری، حضور اجتماعی و آموزش فضیلت مدنی است در مقابل، دیویی معرفت را فرآورده تعامل ارگانیسم و محیط و ابزاری برای حل مسئله و بازسازی تجربه می داند؛ بر این مبنا، تربیت فرایند رشد، بازسازی مستمر تجربه، مشارکت اجتماعی و آمادگی برای زندگی دموکراتیک تلقی می شود. نتیجه پژوهش نشان می دهد که هرچند پروتاگوراس و دیویی هر دو با مطلق انگاری و الگوهای ایستا در معرفت و تربیت فاصله می گیرند، اما تفاوت بنیادین آنان در این است که نسبی گرایی پروتاگوراس بیشتر به تکثر ادراک ها و موقعیت های انسانی متکی است، در حالی که ابزارانگاری دیویی با تاکید بر تجربه، تحقیق، رشد و بازسازی عقلانی موقعیت، افقی روش مندتر و اجتماعی تر برای تربیت فراهم می آورد.

نویسندگان

فریده تاجی

دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت گروه علمی مطالعات تربیتی و برنامه درسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.

مژگان محمدی نائینی

استاد و عضو هیات علمی گروه علمی مطالعات تربیتی و برنامه درسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.