مرور نظام مند عوامل روان شناختی موثر بر مشارکت تحصیلی و یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی: تاکید بر انگیزش، خودتنظیمی و نیازهای بنیادین روان شناختی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 89
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IRCEMET09_185
تاریخ نمایه سازی: 26 مرداد 1405
چکیده مقاله:
یادگیری و مشارکت تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی، پدیده هایی چندبعدی هستند که تحت تاثیر تعامل پیچیده عوامل شناختی، انگیزشی، هیجانی و اجتماعی قرار دارند. با وجود گسترش پژوهش های روان شناسی تربیتی، همچنان درباره سازوکارهای روان شناختی موثر بر کیفیت یادگیری و نحوه تعامل متغیرهایی نظیر انگیزش تحصیلی، خودتنظیمی یادگیری و نیازهای بنیادین روان شناختی، ابهاماتی وجود دارد. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند و تلفیق شواهد نظری و تجربی مربوط به عوامل روان شناختی موثر بر مشارکت تحصیلی و یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات مروری و با رویکرد مرور نظام مند بود. بدین منظور، مقالات علمی معتبر داخلی و بین المللی منتشرشده در حوزه های روان شناسی تربیتی، انگیزش تحصیلی، خودتنظیمی یادگیری و نظریه خودتعیین گری، از طریق فرایند جست وجو، غربالگری، ارزیابی و تلفیق شواهد مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی شامل خودمختاری، شایستگی و تعلق، از نیرومندترین پیش بینی کننده های انگیزش خودمختار، مشارکت تحصیلی، خودتنظیمی یادگیری، بهزیستی روان شناختی و پیشرفت آموزشی دانش آموزان محسوب می شود. همچنین، نتایج بیانگر آن است که تاثیر این نیازها بر پیامدهای آموزشی عمدتا به صورت غیرمستقیم و از طریق سازوکارهای واسطه ای، نظیر درونی سازی ارزش های تحصیلی، ارتقای احساس کارآمدی، توسعه راهبردهای خودتنظیمی و افزایش درگیری شناختی، هیجانی و رفتاری در فعالیت های یادگیری اعمال می شود. برآیند شواهد نشان داد دانش آموزانی که در محیط های آموزشی حمایت کننده از نیازهای روان شناختی خود قرار دارند، سطوح بالاتری از انگیزش درونی، تاب آوری تحصیلی، سازگاری آموزشی و یادگیری عمیق را تجربه می کنند؛ در حالی که ناکامی در ارضای این نیازها با کاهش مشارکت تحصیلی، افت انگیزش، فرسودگی آموزشی و شکل گیری نگرش های منفی نسبت به مدرسه و یادگیری همراه است. در مجموع، یافته های پژوهش حاضر از این دیدگاه حمایت می کند که یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی را نمی توان صرفا بر اساس توانایی های شناختی تبیین کرد، بلکه کیفیت یادگیری، برآیند تعامل پویا میان عوامل فردی و ویژگی های محیط آموزشی است. بر این اساس، طراحی محیط های یادگیری حمایت کننده از خودمختاری، شایستگی و تعلق، می تواند به عنوان یکی از راهبردهای اساسی ارتقای کیفیت آموزش، افزایش مشارکت تحصیلی و پرورش یادگیرندگانی خودراهبر، تاب آور و برخوردار از بهزیستی روان شناختی مورد توجه سیاست گذاران و برنامه ریزان آموزشی قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
مشارکت تحصیلی ، یادگیری ، نیازهای بنیادین روان شناختی ، نظریه خودتعیین گری ، انگیزش خودمختار ، خودتنظیمی یادگیری.
نویسندگان
فاطمه کشاورزی گندمانی
آموزگار دوره ابتدایی، وزارت آموزش و پرورش، استان چهارمحال و بختیاری، ایران