یکپارچه سازی فناوری های واقعیت افزوده (AR) و داده های مکانی در طراحی و باززنده سازی فضاهای عمومی شهری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SMARTCITYC04_032

تاریخ نمایه سازی: 24 مرداد 1405

چکیده مقاله:

تحولات فناورانه اخیر، به ویژه در حوزه فناوری های دیجیتال، رویکردهای نوینی را در طراحی و باززنده سازی فضاهای عمومی شهری پدید آورده است. در این میان، یکپارچه سازی فناوری های واقعیت افزوده (Augmented Reality) و داده های مکانی به عنوان ابزاری نوین برای ارتقای کیفیت فضاهای عمومی، افزایش مشارکت شهروندان و بهبود تصمیم گیری های شهری مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، تبیین و ارزیابی نقش این یکپارچه سازی در فرآیند طراحی و باززنده سازی فضاهای عمومی شهری با تاکید بر کیفیت محیطی و عدالت فضایی است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی–توسعه ای و از نظر روش توصیفی–تحلیلی بوده و با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) انجام شده است. در بخش کیفی، از طریق تحلیل اسنادی و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه شهرسازی، طراحی شهری و فناوری های هوشمند، مولفه های کلیدی استخراج و چارچوب مفهومی پژوهش تدوین شد. در بخش کمی، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و تحلیل داده ها به وسیله مدل یابی معادلات ساختاری، روابط میان متغیرهای پژوهش مورد آزمون قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که فناوری واقعیت افزوده تاثیر مستقیم و معناداری بر افزایش درک فضایی و مشارکت شهروندان در فرآیند طراحی دارد، در حالی که داده های مکانی نقش بنیادینی در شناسایی نابرابری های فضایی و هدفمندسازی مداخلات باززنده سازی ایفا می کنند. نتایج همچنین بیانگر آن است که مشارکت شهروندان نقش میانجی موثری در تقویت اثر این فناوری ها بر بهبود کیفیت و عدالت فضایی فضاهای عمومی شهری دارد. علاوه بر این، یکپارچه سازی واقعیت افزوده و داده های مکانی نسبت به استفاده منفرد از هر یک، اثربخشی بالاتری در فرآیند باززنده سازی شهری نشان می دهد. در مجموع، نتایج پژوهش حاکی از آن است که بهره گیری هم زمان از فناوری های تجربه محور و داده محور، در چارچوب حکمرانی شهری مشارکتی، می تواند به باززنده سازی فضاهای عمومی شهری به صورت پایدار، فراگیر و انسان محور منجر شود. این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی علمی برای سیاست گذاری و تصمیم گیری مدیریت شهری در مسیر توسعه شهرهای هوشمند مورد استفاده قرار گیرد.

نویسندگان

سارا رنجبر

پژوهشگر دکتری شهرسازی، واحد یاسوج، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران

موژان انصاری

کارشناس ارشد مدیریت دولتی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران