تلفیق آموزش سلامت و سواد سلامت در برنامه های سلامت عمومی راهبرد یکپارچه برای ترویج سبک زندگی سالم و پیشگیری از بیماری ها
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MSES02_018
تاریخ نمایه سازی: 19 مرداد 1405
چکیده مقاله:
تغییر الگوی بیماری ها از واگیر به غیرواگیر، نظام های سلامت را به بازاندیشی در راهبردهای سنتی آموزش سلامت واداشته است. امروزه بخش عمده ای از بار جهانی بیماری ها ناشی از رفتارهای مرتبط با سبک زندگی است و آموزش سلامت به عنوان یکی از ارکان اصلی بهداشت عمومی برای تغییر این رفتارها شناخته می شود. با این حال، شواهد انباشته نشان می دهد که صرف انتقال اطلاعات، لزوما به تغییر رفتار پایدار منجر نمی شود و شکاف میان «دانستن» و «انجام دادن» همچنان پابرجاست. در این میان، مفهوم «سواد سلامت» که فراتر از توانایی خواندن، شامل ظرفیت دسترسی، درک، ارزیابی و به کارگیری اطلاعات سلامت برای تصمیم گیری است، به عنوان پلی میان آموزش و عمل مطرح شده است. هدف این مطالعه مروری، تحلیل پیوند مفهومی و عملیاتی آموزش سلامت و سواد سلامت و ارائه چارچوبی تلفیقی برای ارتقای سلامت عمومی و پیشگیری از بیماری هاست. این پژوهش با روش مرور نظام مند و با جست وجو در پایگاه های اطلاعاتی معتبر داخلی و بین المللی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۶ انجام شد. پس از غربالگری چندمرحله ای، ۸۷ مقاله واجد شرایط تحلیل عمیق شدند. یافته ها آشکار ساخت که سطح سواد سلامت مخاطبان به طور معناداری اثربخشی مداخلات آموزشی را تعدیل می کند و در مقابل، برنامه های آموزشی مشارکتی می توانند سواد سلامت را ارتقا بخشند و یک چرخه مثبت ایجاد کنند. مدل تلفیقی پیشنهادی بر چهار مولفه استوار است: طراحی آموزشی متناسب با سطح سواد سلامت، مشارکت فعال جامعه در تولید محتوا، بهره گیری از فناوری های ساده و در دسترس، و ادغام در نظام مراقبت های اولیه سلامت. شواهد نشان می دهد که در جوامعی که برنامه های سلامت عمومی با محوریت سواد سلامت بازطراحی شده اند، شاخص های سبک زندگی سالم تا ۳۵ درصد بهبود یافته و هزینه های درمانی کاهش معناداری داشته است. همچنین، سواد سلامت پایین به طور مستقل با کاهش مشارکت در غربالگری ها و افزایش خطر بیماری های قلبی-عروقی همراه است. موانع تلفیق شامل فقدان سیاست های الزام آور، آموزش ناکافی ارائه دهندگان و انگ کم سوادی است و در مقابل، تسهیل گرهایی مانند آموزش روش های ارتباطی، به کارگیری سفیران سلامت و طراحی پلتفرم های دیجیتال ساده شناسایی شدند. گذار از «آموزش سلامت سنتی» به «ارتباط سلامت مبتنی بر سواد» ضرورتی انکارناپذیر است و مستلزم بازنگری در برنامه های درسی علوم پزشکی، طراحی ابزارهای بومی غربالگری، و آموزش فراگیر ارائه دهندگان خدمات سلامت می باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نسرین عزیزیان کهن
دانشیار گروه مدیریت ورزشی،عضو هیات علمی دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
بابک یوسفی
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت سازمان ها وباشگاه های ورزشی ،دانشگاه محقق اردبیلی،اردبیل ،ایران
ناصر اسکندری
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت سازمان ها وباشگاه های ورزشی ،دانشگاه محقق اردبیلی،اردبیل ،ایران
علیرضا ندایی
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت سازمان ها وباشگاه های ورزشی ،دانشگاه محقق اردبیلی،اردبیل ،ایران