نقش تکنیک شش کلاه تفکر در افزایش انعطاف پذیری شناختی یادگیرندگان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF02_1975

تاریخ نمایه سازی: 18 مرداد 1405

چکیده مقاله:

تکنیک شش کلاه تفکر به عنوان یکی از روش های نوین و ساختاریافته پرورش تفکر، نقشی محوری در ارتقای توانایی های شناختی یادگیرندگان ایفا می کند. این روش که توسط ادوارد دی بونو، اندیشمند برجسته حوزه تفکر خلاق، طراحی شده است، با تفکیک ابعاد گوناگون تفکر به شش بعد مجزا و انتساب هر بعد به یک نماد بصری، امکان بررسی همزمان و متوازن یک مسئله را فراهم می سازد. انعطاف پذیری شناختی به عنوان توانایی فرد در تغییر آرایش های ذهنی، انطباق با موقعیت های جدید و جابه جایی میان دیدگاه های گوناگون، یکی از مهارت های بنیادین در فرایند یادگیری، حل مسئله و سازگاری اجتماعی به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تکنیک شش کلاه تفکر در افزایش انعطاف پذیری شناختی یادگیرندگان انجام شده است. در این مقاله، با مرور نظام مند مبانی نظری و پیشینه پژوهشی، به تحلیل چگونگی تاثیر این تکنیک بر مولفه های انعطاف پذیری شناختی از جمله توانایی تغییر دیدگاه، تعدد راه حل ها، بازداری پاسخ های غالب، خودتنظیمی شناختی و تفکر فراشناختی پرداخته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که به کارگیری شش کلاه تفکر در فرایند آموزش، با ایجاد ساختاری نظام مند برای تفکر، موجب کاهش تعارضات شناختی، افزایش دیدگاه پذیری، تقویت تفکر واگرا، تسهیل انتقال یادگیری و ارتقای توانایی های فراشناختی می شود. این تکنیک با فراهم سازی بستری برای تفکر موازی، یادگیرندگان را قادر می سازد تا بدون قضاوت زودهنگام، ابعاد گوناگون یک موضوع را مورد کاوش قرار دهند و در نتیجه، به درکی عمیق تر و چندبعدی دست یابند. در پایان، پیشنهادهایی کاربردی برای بهره گیری از این تکنیک در نظام های آموزشی و نیز زمینه های پژوهشی آتی ارائه شده است.

نویسندگان

الهه عسگری

کارشناسی مشاوره و راهنمایی

فاطمه نیکبخت

دانشجوی دکترای فلسفه و کلام اسلامی