جایگاه تفکر انتقادی در برنامه درسی دوره متوسطه: تحلیلی بر اساس اهداف اسناد بالادستی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF02_1950
تاریخ نمایه سازی: 18 مرداد 1405
چکیده مقاله:
تفکر انتقادی به عنوان یکی از شایستگی های بنیادین قرن بیست ویکم، نقشی محوری در تربیت شهروندان خردورز، مسئولیت پذیر و توانمند ایفا می کند. در جمهوری اسلامی ایران، اسناد بالادستی آموزش و پرورش، به ویژه سند تحول بنیادین (۱۳۹۰)، برنامه درسی ملی (۱۳۹۱) و سند چشم انداز بیست ساله (۱۳۸۲)، بر پرورش این مهارت تاکید جدی داشته اند. با این حال، پرسش اصلی آن است که جایگاه تفکر انتقادی در عمل و در برنامه درسی دوره متوسطه تا چه اندازه با این آرمان ها هم خوانی دارد. مقاله حاضر با هدف تحلیل این جایگاه و شناسایی شکاف میان اهداف اسناد و واقعیت موجود انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مرور نظام مند و کتابخانه ای است که در آن، اسناد بالادستی و برنامه درسی دوره متوسطه با استفاده از تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرار گرفته اند. جامعه آماری شامل اسناد مذکور به همراه منابع علمی مرتبط با تفکر انتقادی بوده و گردآوری داده ها از طریق فیش برداری و تحلیل تطبیقی انجام شده است. یافته های مقاله در سه محور اصلی سازمان دهی شده اند: نخست، جایگاه تفکر انتقادی در اسناد بالادستی که نشان دهنده تاکید آرمانی و کلی بر این مهارت در سطوح سیاست گذاری است؛ دوم، بازتاب تفکر انتقادی در برنامه درسی دوره متوسطه که حاکی از پراکندگی، نامتوازن بودن و بازاندودگی آن در محتوای کتاب های درسی، روش های تدریس و نظام ارزیابی است؛ و سوم، تحلیل فاصله میان اهداف و واقعیت که ریشه در عواملی همچون ضعف نظام اجرا و نظارت، ساختار فرهنگی آموزشی، نظام متمرکز سنجش و کمبود آموزش های ضمن خدمت معلمان دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
پرویز کریمی
کارشناسی ارشد شیمی، مدیریت دبیرستان، آموزش و پرورش استان تهران