مسئولیت مدنی و پیامدهای زیست محیطی ناشی از جمع آوری ناقص تاسیسات نفتی دریایی و خشکی
محل انتشار: دهمین همایش بین المللی نفت، گاز، پتروشیمی و HSE
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 64
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
OGPH10_151
تاریخ نمایه سازی: 18 مرداد 1405
چکیده مقاله:
جمع آوری (decommissioning) تاسیسات نفت و گاز در پایان عمر مفید آنها، یکی از پیچیده ترین و پرهزینه ترین مراحل چرخه حیات این صنعت است. با وجود الزامات بین المللی متعدد، در بسیاری از کشورها و پروژه ها، جمع آوری به طور کامل انجام نمی شود و بقایای تاسیسات، خطوط لوله، برش های حفاری و آلاینده ها در محیط (دریا یا خشکی) رها می گردند. این پژوهش با روش توصیفی‑تحلیلی و با بررسی اسناد بین المللی، کنوانسیون های منطقه ای، مطالعات فنی‑مهندسی و رویه های حقوقی کشورهای پیشرو (شامل انگلستان، نروژ، آمریکا، کانادا، استرالیا و نیجریه) به تحلیل مبانی مسئولیت مدنی ناشی از جمع آوری ناقص و پیامدهای زیست محیطی آن پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که نظام مسئولیت مبتنی بر تقصیر که در بسیاری از نظام های حقوقی (از جمله ایران) حاکم است، در قبال خسارت های درازمدت ناشی از رهاسازی جزئی تاسیسات (مانند خوردگی تدریجی فلزات سنگین، نشت هیدروکربن ها و آلودگی آب های زیرزمینی) کارایی لازم را ندارد، چراکه اثبات رابطه سببیت و تقصیر خاص پس از گذشت سال ها دشوار و گاهی ناممکن است. در مقابل، پذیرش «مسئولیت محض» (strict liability) همراه با ایجاد صندوق های تضمین برچیدن (decommissioning funds) و الزام به ارائه طرح مدیریت پسماند و ارزیابی آثار زیست محیطی پیش از بهره برداری، می تواند از بروز خسارت های جبران ناپذیر جلوگیری کرده و امکان جبران موثر خسارت را فراهم آورد. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که خلا نظام حقوقی بین المللی یکپارچه در این حوزه و فقدان ضمانت های اجرایی موثر در اسناد منطقه ای، تداوم جمع آوری ناقص را تسهیل کرده است؛ از این رو تدوین یک کنوانسیون بین المللی خاص برای مسئولیت مدنی ناشی از برچیدن تاسیسات نفتی ضروری به نظر می رسد
کلیدواژه ها:
نویسندگان
کیمیا پاشازاده کردکندی
پردیس البرز دانشگاه تهران