پیامدهای اقتصادی و مدیریتی ضعف مزمن منابع انسانی مثل فرار مغزها، بی انگیزگی) در سازمانهای بزرگ ایران

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICAMAO11_077

تاریخ نمایه سازی: 18 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تحلیل پیامدهای اقتصادی و مدیریتی ضعف مزمن منابع انسانی با تاکید بر فرار مغزها و بی انگیزگی کارکنان در سازمانهای بزرگ ایران انجام شد. این مطالعه به دنبال شناسایی هزینه های مستقیم و غیرمستقیم اقتصادی و نیز پیامدهای رفتاری و ساختاری ناشی از این ضعف مزمن بود. پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک انجام شد. جامعه آماری شامل کارکنان شهرداری تبریز (مناطق ده گانه و سازمان های تابعه) بود. نمونه گیری به صورت هدفمند با حداکثر تنوع انجام گرفت و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ۲۴ مشارکت کننده (۱۷ مرد و ۷ زن) با سابقه کار ۴ تا ۲۳ سال گردآوری شد. فرآیند تحلیل داده ها در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی اجرا گردید و برای تامین اعتبار یافته ها از معیارهای لینکلن و گوبا (۱۹۸۵) استفاده شد. ضریب کاپای کوهن بین دو کدگذار ۰.۸۲ محاسبه گردید. تحلیل داده ها به استخراج ۱۷۸ کد اولیه، ۳۲ کد محوری و ۷ مضمون اصلی انجامید. مهم ترین پیامدهای اقتصادی شامل هزینه های مستقیم جذب و جایگزینی هر نیروی متخصص حدود ۵۰ میلیون تومان، هزینه آموزش از دست رفته حدود ۲۵۰ میلیون تومان به ازای هر نفر و هزینه های غیرمستقیم کاهش بهره وری فردی و جمعی حدود ۳۰ درصد، افزایش غیبت های غیر موجه تا دو تا سه برابر بود. پیامدهای مدیریتی نیز در سه مضمون اصلی فرسایش سرمایه اجتماعی (کاهش اعتماد افقی و عمودی)، تضعیف فرهنگ سازمانی، بی تفاوتی به منافع سازمان و افزایش رفتارهای انحرافی و کاهش مشروعیت مدیریت، اجرای نمادین دستورات و مقاومت در برابر تغییر خلاصه شد. همچنین رابطه تقویت متقابل بین فرار مغزها و بی انگیزگی به عنوان یک چرخه معیوب خود تشدید کننده شناسایی گردید که سرعت آن در دو سال اخیر افزایش یافته است. ضعف مزمن منابع انسانی در سازمان های بزرگ ایران از یک مسئله حاشیه ای به بحرانی راهبردی تبدیل شده است، هزینه های اقتصادی آن فراتر از برآوردهای معمول بوده و پیامدهای مدیریتی آن به تدریج سرمایه اجتماعی و مشروعیت مدیریت را تخریب می کند. خروج از این وضعیت نیازمند مداخلات نظام مند و پایدار شامل بازطراحی نظام جبران خدمات مبتنی بر شایستگی، بازتعریف سبک رهبری به سوی رهبری خدمتگزار، ایجاد مسیرهای شفاف پیشرفت شغلی، بازسازی سرمایه اجتماعی و ایجاد سامانه هشدار سریع است. اصلاحات مقطعی و جزیره ای نه تنها سودی ندارند، بلکه به دلیل ایجاد امیدهای کاذب وضعیت را وخیم تر می کنند.

کلیدواژه ها:

ضعف مزمن منابع انسانی ، فرار مغزها ، بی انگیزگی کارکنان ، پیامدهای اقتصادی و مدیریتی ، تحلیل مضمون

نویسندگان

رقیه رزم خاموش صوفیانی

کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه آزاد اسلامی بناب ایران