نقش حاکمیت شرکتی در بهبود عملکرد مالی شرکتها

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICAMAO11_069

تاریخ نمایه سازی: 18 مرداد 1405

چکیده مقاله:

هدف از این پژوهش بررسی نقش حاکمیت شرکتی در بهبود عملکرد مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در محیط رقابتی و پویای امروز کیفیت سازوکارهای حاکمیت شرکتی به عنوان یکی از مولفه های کلیدی موفقیت شرکت ها مطرح است زیرا با افزایش شفافیت، پاسخگویی و نظارت اثربخش زمینه ارتقای اعتماد سرمایه گذاران و استفاده بهینه از منابع را فراهم می سازد. در این چارچوب پژوهش حاضر به بررسی تاثیر اندازه هیئت مدیره، استقلال اعضا، تمرکز مالکیت و مالکیت نهادی بر شاخص های کلیدی عملکرد مالی شامل بازده دارایی ها (ROA)، بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) و ارزش بازار (Tobin's Q) پرداخته است. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است که با رویکرد مقایسه ای و همبستگی اجرا شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران طی دوره زمانی پنج ساله اخیر است که پس از اعمال معیارهای حذف سیستماتیک، ۱۲۰ شرکت به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. داده های مالی مورد نیاز از صورت های مالی حسابرسی شده، گزارش های هیئت مدیره، وب سایت کدال و پایگاه های اطلاعاتی رسمی استخراج گردید. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل رگرسیون چندمتغیره و آزمون های آماری t و F با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS و EViews استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین سازوکارهای اصلی حاکمیت شرکتی و عملکرد مالی شرکت ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج مشخص کرد که اندازه هیئت مدیره تا سطحی بهینه، موجب بهبود کارایی مدیریتی و افزایش سودآوری می شود. همچنین استقلال هیئت مدیره نقش بارزی در ارتقای ارزش شرکت از طریق کاهش تضاد منافع و افزایش شفافیت دارد. تمرکز مالکیت در سطوح متوسط عاملی موثر در هدایت بهینه فعالیت های مدیریتی است و در عین حال تمرکز بیش از حد می تواند اثر معکوس بر ارزش بازار داشته باشد. علاوه بر این، مالکیت نهادی قوی ترین اثر مثبت را بر شاخص های عملکرد مالی نشان داد که بیانگر نقش فعال نهادهای سرمایه گذاری در نظارت بر مدیریت و ارتقای کارایی مالی است. ضریب تعیین مدل برابر با ۴۸ به دست آمد که نشان دهنده تبیین مناسبی از واریانس عملکرد مالی توسط متغیرهای حاکمیت شرکتی است. نتیجه گیری اصلی این پژوهش بیانگر آن است که بهبود سازوکارهای حاکمیت شرکتی از طریق تقویت استقلال هیئت مدیره، افزایش نقش مالکان نهادی و توسعه شفافیت اطلاعاتی می تواند به ارتقای بهره وری، سودآوری و ارزش بازار شرکت ها در ایران منجر شود. این نتایج برای سیاست گذاران، مدیران و سرمایه گذاران اهمیت ویژه ای داشته و می تواند مبنای تصمیم گیری های مدیریتی و اصلاح ساختار حاکمیت بنگاه ها قرار گیرد.

نویسندگان

ابراهیم آخوندی بالوجه

کارشناسی حسابداری دانشگاه علمی کاربردی شهرداری تبریز، ایران