چگونه توانستم با طراحی و اجرای الگوی تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی و فناوری های نوین آموزشی، مشارکت یادگیرندگان، بهره وری فرایندهای مدیریتی و کیفیت آموزش های مهارتی را در هنرستان فنی وحرفه ای دخترانه ارتقا دهم؟

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 36 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CHEZSI01_539

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

این اقدام پژوهی با هدف ارتقای مشارکت یادگیرندگان، افزایش بهره وری فرایندهای مدیریتی و بهبود کیفیت آموزش های مهارتی در هنرستان فنی وحرفه ای دخترانه جنت (بروجن) انجام شد. مسئله اصلی از مشاهده میدانی و تحلیل وضعیت آغازین در چند کلاس هنرستان استخراج گردید: کاهش مشارکت فعال هنرجویان در فعالیت های مهارتی، ناهماهنگی در پیگیری تکالیف و پروژه ها، زمان بر بودن گردش کارهای اجرایی و مدیریتی (ثبت و پیگیری، اطلاع رسانی، گزارش گیری)، و افت کیفیت بازخوردهای آموزشی در فعالیت های عملی.روش پژوهش، کنش پژوهی چرخه ای بود و در طی سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ در چند مرحله «تشخیص مسئله، برنامه ریزی، اقدام، مشاهده/گردآوری شواهد، بازاندیشی و اصلاح» پیش رفت. برای گردآوری داده ها از ترکیب روش های کیفی و کمی استفاده شد؛ از جمله مشاهده کلاسی، گفت وگوهای هدفمند با هنرجویان و همکاران، تحلیل محصولات کارگاهی و پروژه ها، پایش حضور و مشارکت، و بررسی داده های ثبت شده در ابزارهای دیجیتال.مداخله اصلی، طراحی و اجرای یک الگوی تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی و فناوری های نوین آموزشی بود که در سه محور به صورت هم افزا عمل کرد:۱. محور آموزش و یادگیری مهارتی: طراحی تکالیف پروژه محور، بسته های کوتاه آموزشی (ریزدرس)، چک لیست های مهارتی، و نظام بازخورد چندمرحله ای. هوش مصنوعی برای تولید الگوهای تمرین متناسب با سطح هنرجو، پیشنهاد مسیر یادگیری، ایده پردازی پروژه، و استانداردسازی معیارهای ارزیابی (روبریک) به کار رفت.۲. محور مشارکت و انگیزش: ایجاد مسیرهای مشارکت متنوع (بحث گروهی، ارائه کوتاه، گزارش پیشرفت، خودارزیابی و همترازسنجی)، نقش دهی به هنرجویان در مدیریت فعالیت های کلاسی، و شفاف سازی انتظارات با داشبوردهای ساده و قابل پیگیری.۳. محور مدیریت و بهره وری: دیجیتال سازی فرایندهای تکرارشونده (اطلاع رسانی، ثبت پیگیری، زمان بندی، گزارش عملکرد کلاس/کارگاه) و تعریف چرخه های تصمیم گیری سریع بر اساس داده های واقعی کلاس.یافته ها نشان داد که با اجرای این الگو، مشارکت فعال هنرجویان در فعالیت های کارگاهی و پروژه های مهارتی به صورت معنادار افزایش یافت؛ به ویژه در شاخص هایی مانند حضور موثر، انجام به موقع مراحل پروژه، مشارکت در کار گروهی و کیفیت ارائه. همچنین بهره وری مدیریتی بهبود پیدا کرد؛ زمان صرف شده برای پیگیری های تکراری کاهش یافت و گزارش گیری و تصمیم گیری آموزشی سریع تر و دقیق تر شد. در بعد آموزشی نیز کیفیت یادگیری مهارت ها ارتقا یافت؛ محصولات کارگاهی منسجم تر شد، خطاهای تکرارشونده کاهش پیدا کرد، و بازخوردهای دقیق تر و قابل اقدام تری به هنرجویان ارائه گردید.جمع بندی اقدام پژوهی نشان می دهد که تحول دیجیتال در هنرستان، زمانی اثربخش است که «فناوری» صرفا ابزار نباشد، بلکه در قالب یک الگوی اجرایی روشن با تمرکز بر یادگیری مهارتی، مشارکت هنرجو، و داده محوری مدیریتی پیاده سازی شود. پیشنهاد می شود این الگو با سازگاری متناسب با رشته ها و کارگاه های مختلف، به صورت مدرسه محور توسعه یابد و برای پایداری، آموزش عملی معلمان و تدوین قواعد اخلاقی و ایمنی استفاده از هوش مصنوعی در کلاس نیز هم زمان دنبال گردد.

نویسندگان

زهرا چاهیان

محل اجرا: هنرستان جنت، شهرستان بروجن