تاثیر آموزش ترکیبی بر مشارکت و تعامل دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_837
تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405
چکیده مقاله:
مشارکت و تعامل فعال به عنوان یکی از ستون های بنیادین ساختن گرایی اجتماعی و عاملی حیاتی در پیشرفت تحصیلی و بهزیستی روانی فراگیران، همواره در کلاس های درس سنتی به دلیل محدودیت های ساختاری با چالش مواجه بوده است. این پژوهش کلاسی، تفصیلی و دایره المعارفی با هدف واکاوی سیستماتیک، روان-تربیتی و همه جانبه «تاثیر آموزش ترکیبی بر مشارکت و تعامل دانش آموزان» تدوین شده است. یافته های این مطالعه گسترده با بهره گیری از روش شناسی توصیفی-تحلیلی و اتکا بر نظریه های مدرن انگیزش و علوم اعصاب تربیتی نشان می دهند که آموزش ترکیبی از طریق تلفیق هدفمند فضاهای فیزیکی با پلتفرم های دیجیتال، بستری چندوجهی برای تعاملات متقارن ایجاد می کند. این رویکرد با شکستن دیوارهای انزوای کلاسی، به دانش آموزان درون گرا و کم رو فرصت ابراز وجود در تالارهای گفتگو را داده و همزمان کیفیت تعاملات چهره به چهره را در فعالیت های کارگاهی ارتقا می دهد. این نوشتار ضمن واکاوی چالش هایی چون گسست عاطفی، قلدری سایبری و سطحی شدن ارتباطات، ماتریسی از توازن پداگوژیک را ترسیم کرده و راهکارهای عملیاتی برای غلبه بر این موانع و ارتقای سرمایه اجتماعی کلاس ارائه می دهد.کلمات کلیدیآموزش ترکیبی، مشارکت دانش آموزان، تعاملات همسالان، درگیری شناختی، پداگوژی تعاملی، علوم اعصاب تربیتی، درون گرایی، تالارهای گفتگوی دیجیتال، عدالت تعاملی، مدارس مدرن.مقدمه و تبیین عمیق چارچوب های مفهومیمشارکت (Engagement) و تعامل (Interaction) دانش آموزان در بافت کلاس درس، نه یک متغیر حاشیه ای و فرعی، بلکه به عنوان شاه کلید اصلی، موتور محرکه و ستون فقرات هر نوع فرآیند یادگیری اصیل، عمیق و پایدار در نظام های تعلیم و تربیت معاصر شناخته می شود (صالحی و همکاران، ۱۴۰۱). از منظر تئوری های پیشرفته روان شناسی رشد و مکتب ساختن گرایی اجتماعی ویگوتسکی، دانش در خلاء یا از طریق تزریق یک طرفه اطلاعات شکل نمی گیرد، بلکه محصول فرآیندهای مفاهمه، گفتگو، به چالش کشیدن افکار، کار گروهی و ساخت مشترک معنا در یک بستر اجتماعی پویا است؛ با این حال، کالبدشکافی ساختارهای سنتی مدارس نشان می دهد که این فضاهای فیزیکی به دلیل ماهیت صلب و معلم محور خود، به شدت نرخ تعاملات باکیفیت و متقارن میان فراگیران را محدود کرده و کلاس را به اتمسفری پادگانی و تک گویی (Monologue) تبدیل نموده اند.این انسداد تعاملی که خود را در قالب افت شدید انگیزه، خستگی مفرط شناختی و گوشه گیری پنهان دانش آموزان نشان می دهد، ضرورت روی آوردن به پارادایم آموزش ترکیبی (Blended Learning) را در جهت بازتعریف و ارتقای سطوح مشارکت فراگیران تبیین می سازد. در این چارچوب تخصصی، آموزش ترکیبی صرفا به عنوان یک تکنیک ساده برای ارسال فایل های درسی قلمداد نمی شود، بلکه به مثابه یک ساختار پداگوژیک چندبعدی و منسجم تبیین می گردد که با ادغام فضای فیزیکی کلاس با پلتفرم های تعاملی و ابزارهای همزمان و غیرهمزمان دیجیتال، اکوسیستم ارتباطی کلاس درس را به طور کامل بازمهندسی می کند (فرهادی و رضایی، ۱۴۰۰).همان طور که کین (Kearsley, ۲۰۰۰) در نظریه درگیری خود مطرح می کند، فناوری های دیجیتال زمانی که در کالبد آموزش حضوری تنیده می شوند، به عنوان یک «کاتالیزور ارتباطی» عمل کرده و مجراهای جدیدی را برای ابراز وجود، تفکر انعکاسی و هم آفرینی علمی میان دانش آموزان باز می کنند. بررسی عمیق این پدیده به ما نشان می دهد که آموزش ترکیبی با توزیع عادلانه فرصت های گفتگو، ساختار قدرت را در کلاس دگرگون کرده و به هر فراگیر با هر نوع تیپ شخصیتی (اعم از برون گرا یا درون گرا) اجازه می دهد تا در یک اتمسفر امن، بدون ترس از قضاوت های آنی یا تمسخر حضوری، سهم شناختی خود را به کلاس اهدا کند؛ امری که منجر به شکل گیری پدیده ای به نام «عدالت تعاملی» (Interaction Equity) در کلاس درس می شود (Smith & Johnson, ۲۰۲۰).با این وجود، تاثیرگذاری این الگو بر فرآیندهای مشارکتی، خطی و ساده نیست و با پیچیدگی ها، چالش ها و تهدیدهای روان-تربیتی فراوانی نظیر خطر گسست عاطفی، حواس پرتی های موازی، اشباع شناختی و شکل گیری رفتارهای ضداجتماعی در فضای مجازی (مانند قلدری سایبری) همراه است. این گستردگی ابعاد، ضرورت یک تحلیل سیستماتیک و دایره المعارفی را آشکار می سازد تا مربیان بتوانند با درک ماتریسی فرصت ها و تهدیدها، به یک توازن پداگوژیک در جهت ارتقای پویایی گروهی و شور و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان دست یابند (احمدی و محمدی، ۱۳۹۹).اهمیت و جایگاه آموزش ترکیبی در بهبود کیفیت سیستم های آموزشی عصر حاضردر نظام های آموزشی نوین که هدف غایی خود را پرورش شهروندانی فکور، همدل، مجهز به روحیه کار تیمی و تفکر نقاد قرار داده اند، اهمیت و جایگاه آموزش ترکیبی در صدر متغیرهای دگرگون کننده قرار دارد. این رویکرد با شکستن مرزهای صلب زمانی و مکانی کلاس، جریان مشارکت را از یک فعالیت محدود به ساعت درس، به یک فرآیند سیال و مستمر در زندگی روزمره دانش آموز تبدیل می کند. پلتفرم های تعاملی ترکیبی به مربیان اجازه می دهند تا شاخص های کیفی درگیری دانش آموز را به صورت لحظه ای رصد کرده و مداخلات پداگوژیک خود را بر اساس نیازهای ارتباطی هر گروه تنظیم نمایند.مطالعات بین المللی یونسکو گویای آن است که پیاده سازی این الگو، پیوندی مستقیم و معنادار با ارتقای سرمایه اجتماعی کلاس، کاهش نرخ انزوای تحصیلی، بهبود مهارت های نوشتاری و استدلالی فراگیران و افزایش حس تعلق به جامعه مدرسه ای دارد. در آموزش و پرورش کشور ما نیز، که به طور سنتی با کلاس های پرتراکم و کمبود زمان برای مشارکت تک تک دانش آموزان روبروست، این مدل ترکیبی راهکاری استراتژیک برای فعال سازی پتانسیل های پنهان تعاملی در نسل جدید به شمار می رود (ابراهیمی و همکاران، ۱۴۰۱).محدودیت ها و کاستی های رویکردهای سنتی و تک بعدی در مواجهه با تفاوت های فردی دانش آموزانواکاوی منتقدانه و روان-تربیتی الگوهای سنتی تدریس نشان می دهد که این روش های خطی، آسیب های عمیقی به ساختار مشارکت و تعامل دانش آموزان وارد می سازند. در کلاس های سنتی، تعامل معمولا محدود به گفتگوی عمودی میان معلم و چند دانش آموز فعال و برون گرای ردیف های جلو است، در حالی که اکثریت فراگیران (به ویژه دانش آموزان درون گرا، محجوب یا کندآموز) به تماشاچیانی منفعل تبدیل می شوند که این امر منشا شکل گیری پدیده پنهان «درماندگی آموخته شده» و کاهش شدید عزت نفس علمی در آنان می گردد.همان طور که لارسون (Larson, ۲۰۲۱) تبیین می کند، ساختار سنتی به دلیل حذف کانال های متنوع ارتباطی و اصرار بر پاسخ دهی های آنی و شفاهی، بار اضطرابی شدیدی را به دانش آموزان تحمیل کرده و فرصت تفکر عمیق و تامل فراشناختی را پیش از سخن گفتن از آنان سلب می کند. این محدودیت های صلب، سیستم آموزشی را با یک بن بست پداگوژیک روبرو ساخته است؛ چرا که نمی توان با ابزارهای یک طرفه قرن نوزدهمی، مهارت های ارتباطی و مشارکتی مورد نیاز برای زیست در شبکه جهان محور قرن بیست و یکم را در نسل جدید پرورش داد.بررسی تفصیلی مزایای پداگوژیک و روان شناختی آموزش ترکیبی در ارتقای مشارکت و تعاملایجاد بستر امن برای درخشش و مشارکت دانش آموزان درون گرا (Empowering Introverts)یکی از شگفت انگیزترین مزایای روان-تربیتی آموزش ترکیبی، شکستن سد انزوای دانش آموزان درون گرا و خجالتی است. این فراگیران که در فضای فیزیکی کلاس به دلیل اضطراب اجتماعی یا سرعت پایین تر در پاسخ دهی شفاهی معمولا سکوت می کنند، در تالارهای گفتگوی آنلاین و ناهمزمان فرصت می یابند تا مطالب را با تامل مطالعه کرده، افکار خود را منسجم سازند و بدون ترس از نگاه های سنگین همکلاسی ها، دیدگاه های عمیق خود را مکتوب کنند که این امر طبق نظریه خودکارآمدی، انگیزه تعاملی آنان را به شدت جهش می دهد.تسهیل و عمق بخشی به یادگیری مشارکتی و کار گروهی همسالان (Peer Collaboration)ابزارهای دیجیتال اشتراکی در مدل ترکیبی (مانند پدلت ها، نقشه های ذهنی آنلاین و اسناد ابری مشترک) مرزهای فیزیکی کار گروهی را از بین می برند. دانش آموزان می توانند در قالب تیم های کوچک، تعاملات خود را که در کلاس فیزیکی آغاز شده، در فضای مجازی ادامه دهند، به نقد سازنده کارهای یکدیگر بپردازند، فایل ها را هم آفرینی کنند و پروژه مشترکی را پیش ببرند؛ فرآیندی که مهارت های کار تیمی واقعی و مسئولیت پذیری متقابل را در آنان نهادینه می سازد (حیدری، ۱۴۰۰).تنوع بخشی به لایه ها و سطوح درگیری شناختی و عاطفی (Multimodal Engagement)آموزش ترکیبی با ارائه مجراهای متنوع برای مشارکت (نظیر ارسال ویس، ساخت ویدیوهای کوتاه، طراحی اینفوگرافیک، شرکت در نظرسنجی های آنی و کامنت گذاری علمی)، به دانش آموزان اجازه می دهد تا بر اساس هوش های چندگانه و سبک تعاملی خود با محتوا و همسالان درگیر شوند. این چندوجهی بودن تعاملات، مانع از بروز دلزدگی تحصیلی شده و اتمسفر کلاس را همواره تازه، جذاب، پویا و پرانرژی نگه می دارد و شور و اشتیاق تحصیلی اصیل را بازتولید می کند.افزایش زمان تعاملات کیفی و گفتگوهای عمیق درون کلاس (Maximizing Quality Class-Time)زمانی که مباحث تئوریک، تعاریف اولیه و لایه های پایین شناختی از طریق ویدیوها و متون آنلاین در بخش غیرحضوری منتقل می شوند، ساعت فیزیکی حضور در کلاس درس از فرم سخنرانی آزاد شده و به طور کامل در اختیار تعاملات سطح بالا قرار می گیرد. معلم و دانش آموزان می توانند این زمان گران بها را صرف مناظره های علمی، حل پازل های پیچیده گروهی، و گفتگوهای سقراطی کنند که این امر کیفیت و عمق روابط انسانی و پداگوژیک را به اوج می رساند (توماس، ۲۰۲۰).ارائه بازخوردهای تعاملی آنی، سازنده و رشددهنده (Continuous Interactive Feedback)در پلتفرم های ترکیبی، فرآیند بازخورد دهی از حالت انحصاری معلم خارج شده و ساختاری ۳۶۰ درجه (معلم به دانش آموز، دانش آموز به همسالان و خودارزیابی) پیدا می کند. سیستم های دیجیتال به دانش آموز اجازه می دهند پس از انجام هر فعالیت تعاملی، فورا بازخوردهای اصلاحی را دریافت کند؛ همچنین همسالان می توانند با لایک ها و کامنت های علمی مثبت، رفتارهای سازنده یکدیگر را تقویت کنند که این مکانیزم روان-تربیتی، پایداری رفتاری مشارکت را تضمین می نماید.واکاوی چالش های ساختاری، فنی و روان-تربیتی مشارکت در کلاس های ترکیبیخطر گسست عاطفی، سطحی شدن روابط و انزوای دیجیتال (Social Detachment)افزایش سهم ارتباطات متنی و مجازی در مدل ترکیبی، در صورت عدم مدیریت صحیح، خطر پدیده گسست عاطفی و سطحی شدن پیوندهای انسانی را به همراه دارد. در محیط های آنلاین، بخش بزرگی از نشانه های غیرکلامی (زبان بدن، لحن صدا، نگاه های عاطفی و لبخندها) حذف می شوند که این امر می تواند منجر به شکل گیری احساس تنهایی پنهان، کاهش هوش هیجانی و تضعیف مهارت های همدلی فیزیکی در میان کودکان و نوجوانان گردد.پدیده قلدری سایبری، تنش های مجازی و رفتارهای ضداجتماعی (Cyberbullying)انتقال بخشی از تعاملات کلاسی به بسترهای دیجیتال و شبکه های اجتماعی مدرسه، بستری بالقوه برای بروز رفتارهای آسیب زای اجتماعی نظیر قلدری سایبری (Cyberbullying)، تمسخر در فضای مجازی، طرد کردن همکلاسی ها از گروه های چت و انتشار کامنت های توهین آمیز فراهم می سازد. این تنش های پنهان مجازی که کنترل آن ها برای معلم به مراتب دشوارتر از کلاس فیزیکی است، می تواند امنیت روانی دانش آموزان آسیب پذیر را نابود کرده و مانع مشارکت آنان شود.عدم توازن تعاملی و چالش سواری رایگان در کارهای گروهی (Free-Riding Effect)در فعالیت های مشارکتی آنلاین ترکیبی، معضل روان شناختی اجتماعی «سواری رایگان» (Free-Riding) یا تنبلی اجتماعی به وفور دیده می شود؛ وضعیتی که در آن یک یا دو دانش آموز
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اکرم زارعی
کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد هشتگرد