بررسی تاثیر اختلالات یادگیری دانش آموزان بر افت تحصیلی خواندن نوشتن و ریاضی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_835
تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405
چکیده مقاله:
در عصر حاضر که نظام های آموزشی به طور فزاینده ای بر اصل برابری فرصت های یادگیری و پاسخگویی به تنوع نیازهای فراگیران تاکید می کنند، شناخت دقیق و به موقع اختلالات یادگیری خاص (specific learning disorders)، که شامل سه حوزه اصلی نارساخوانی (dyslexia)، نارسانویسی (dysgraphia) و نارساحسابی (dyscalculia) می شود، به یکی از ضرورت های بنیادین برای تضمین موفقیت تحصیلی گروهی قابل توجه از دانش آموزان تبدیل شده است. این اختلالات، که ریشه عصب شناختی دارند و با هوش عمومی فرد ارتباطی ندارند، می توانند در صورت عدم شناسایی و مداخله به موقع، به افت تحصیلی پیوسته، کاهش عزت نفس و حتی ترک تحصیل دانش آموزان منجر شوند، در حالی که با تشخیص زودهنگام و بهره گیری از راهکارهای آموزشی مبتنی بر شواهد، می توان مسیر تحصیلی این دانش آموزان را به طور قابل توجهی بهبود بخشید. هدف اصلی این مقاله، بررسی نظام مند ماهیت، ویژگی ها و راهکارهای مداخله ای مرتبط با اختلالات یادگیری خاص در سه حوزه خواندن، نوشتن و ریاضی است؛ بدین منظور، نخست به تبیین مفهومی این اختلالات و تمایز آن ها از سایر دشواری های یادگیری عمومی، سپس به تحلیل اهمیت شناسایی زودهنگام در نظام آموزشی معاصر، بررسی محدودیت های رویکردهای سنتی در مواجهه با این دانش آموزان، کاربردهای عملی راهکارهای مداخله ای و مکانیزم های شناختی-عصبی زیربنایی این اختلالات پرداخته شده است. روش این پژوهش مبتنی بر مطالعه و تحلیل کتابخانه ای منابع علمی موجود در حوزه روان شناسی تربیتی، آسیب شناسی یادگیری و آموزش ویژه است که با رویکردی توصیفی-تحلیلی، یافته های پژوهش های پیشین را در قالبی منسجم گردآوری و تفسیر می کند. یافته های این بررسی نشان می دهد که هر یک از سه حوزه اختلال یادگیری، ویژگی های شناختی متمایزی دارند؛ نارساخوانی عمدتا با دشواری در پردازش واج شناختی (phonological processing) مرتبط است، نارسانویسی با دشواری در هماهنگی حرکتی و پردازش زبانی نوشتاری همراه است و نارساحسابی با اختلال در درک حس عددی (number sense) و پردازش نمادهای کمی پیوند دارد؛ با این حال، در هر سه حوزه، مداخله زودهنگام، آموزش چندحسی و ساختاریافته، و فراهم کردن تسهیلات آموزشی متناسب، از موثرترین راهکارهای حمایتی شناخته شده اند. همچنین مشخص شد که موانعی نظیر کمبود ابزارهای تشخیصی استاندارد و دسترس پذیر، آگاهی محدود معلمان درباره نشانه های این اختلالات، و انگ اجتماعی مرتبط با برچسب «اختلال یادگیری»، از عمده چالش های پیش روی شناسایی و مداخله به موقع در مدارس به شمار می روند. در نتیجه گیری کلی این مقاله تاکید می شود که سرمایه گذاری در آموزش معلمان برای تشخیص زودهنگام نشانه های هشدار و فراهم کردن دسترسی گسترده تر به خدمات ارزیابی و مداخله تخصصی، نه تنها به بهبود مسیر تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری می انجامد، بلکه به ساخت نظام آموزشی عادلانه تر و فراگیرتری کمک می کند که این امر، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای نظام های آموزشی در عصر حاضر محسوب می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
شهلا محمدپور کلانکلایه
کارشناسی امورتربیتی تربیت معلم نسیبه