رابطه میان کاربست روش های تدریس مبتنی بر تجربه و میزان یادگیری در دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_744

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی و تبیین رابطه میان کاربست روش های تدریس مبتنی بر تجربه (Experiential Learning) و میزان یادگیری (پیشرفت تحصیلی و ماندگاری مفاهیم) در دانش آموزان است. این مطالعه به دنبال آن بود که مشخص کند چگونه چرخه یادگیری تجربی (تجربه عینی، مشاهده بازتابی، مفهوم سازی انتزاعی و آزمون فعال) می تواند شکاف میان دانش تئوریک و مهارت های کاربردی را در دانش آموزان پر کند. این پژوهش با رویکرد کمی و از نوع همبستگی-توصیفی انجام شد. جامعه آماری پژوهش را معلمان و دانش آموزان مقطع متوسطه تشکیل دادند. نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای انجام گرفت (n=۲۰۰). برای گردآوری داده ها از دو ابزار اصلی استفاده شد: ۱) پرسشنامه استاندارد کاربست تدریس تجربی (بر اساس مدل کلب) که توسط معلمان تکمیل گردید و ۲) آزمون پیشرفت تحصیلی دانش آموزان که برای سنجش یادگیری در دو سطح «دانش» و «مهارت» طراحی شده بود. داده های حاصل از طریق آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل آماری نشان داد که میان میزان کاربست روش های تدریس تجربی توسط معلمان و میزان یادگیری دانش آموزان، رابطه مثبت، مستقیم و بسیار معناداری وجود دارد (r=۰.۶۲,p<۰.۰۱r=۰.۶۲, p<۰.۰۱r=۰.۶۲,p<۰.۰۱). بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون، مدل پیشنهادی پژوهش توانست حدود ۳۸ درصد از تغییرات در نمرات یادگیری دانش آموزان را پیش بینی کند. یافته ها به طور مشخص نشان داد که مولفه «مفهوم سازی انتزاعی» (Abstract Conceptualization) و «آزمون فعال» (Active Experimentation) بیشترین سهم را در افزایش عمق یادگیری و ماندگاری اطلاعات در حافظه بلندمدت دانش آموزان داشتند. همچنین، دانش آموزانی که در محیط های یادگیری تجربی شرکت کردند، در مهارت های حل مسئله نمرات به مراتب بالاتری نسبت به گروه کنترل کسب کردند. پژوهش حاضر تایید می کند که گذار از تدریس سنتی (معلم محور) به تدریس مبتنی بر تجربه (دانش آموزمحور)، عاملی تعیین کننده در ارتقای کیفیت یادگیری است. کاربست این روش ها منجر به کاهش بار شناختی غیرضروری و افزایش مشارکت فعال دانش آموزان می شود. بر این اساس، پیشنهاد می شود که برنامه های درسی و آموزش های ضمن خدمت معلمان، از تمرکز بر انتقال محتوا به سمت طراحی فعالیت های تجربه محور و پروژه محور تغییر جهت دهند.

نویسندگان

حمیده رمضانخانی

کارشناسی ارشد زبان عربی