تبیین نقش هوش مصنوعی مولد در بازآفرینی فرایندهای آموزش خلاق و توسعه تفکر واگرا

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 31

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_710

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

آموزش خلاق در جهان امروز به عنوان ضرورتی اساسی برای تربیت فراگیرانی شناخته می شود که بتوانند در برابر مسئله های پیچیده، مبهم و نوپدید، پاسخ های متنوع و نوآورانه ارائه دهند. هوش مصنوعی مولد با توانایی تولید متن، تصویر، پرسش، سناریو، بازخورد و ایده های گوناگون، امکان تازه ای برای بازطراحی فرایندهای یاددهی و یادگیری فراهم کرده است. این فناوری می تواند محیط آموزشی را از الگوی انتقال یک سویه دانش به سوی الگویی تعاملی، شخصی سازی شده، مسئله محور و ایده پردازانه هدایت کند. تفکر واگرا به توانایی تولید پاسخ های متعدد، انعطاف پذیر، بسط یافته و نو در برابر یک مسئله اشاره دارد. هوش مصنوعی مولد می تواند با ارائه محرک های متنوع، پیشنهاد دیدگاه های جایگزین، تولید نمونه های گوناگون، فراهم سازی بازخورد فوری و کاهش ترس از خطا، زمینه رشد این نوع تفکر را تقویت کند. هنگامی که فراگیر با کمک این فناوری ایده های اولیه خود را گسترش می دهد، پاسخ های مختلف را مقایسه می کند و راه حل های تازه می سازد، فرایند یادگیری به تجربه ای فعال، خلاقانه و شناختی تبدیل می شود. با وجود ظرفیت های مثبت، کاربرد هوش مصنوعی مولد در آموزش خلاق با چالش هایی نیز همراه است. وابستگی بیش از حد به خروجی های آماده، کاهش تلاش ذهنی، تضعیف اصالت ایده، همسان شدن پاسخ ها، پذیرش غیرانتقادی محتوا و کم رنگ شدن مالکیت فکری از جمله آسیب های احتمالی این فناوری به شمار می آیند. بر همین اساس، نقش معلم در هدایت تربیتی و انتقادی استفاده از هوش مصنوعی مولد اهمیت ویژه دارد. معلم باید فعالیت هایی طراحی کند که در آن فراگیر صرفا مصرف کننده پاسخ های تولیدشده نباشد، بلکه بتواند آن ها را نقد، اصلاح، ترکیب و بازآفرینی کند.

نویسندگان

مریم ضیائی

کارشناسی ارشد پژوهش هنر، آموزش و پرورش تهران منطقه یک