آسیب شناسی کیفیت آموزش در مدارس هوشمند مجهز به ابزارهای هوش مصنوعی: تحلیل موانع اجرایی و چالش های فرهنگی از دیدگاه مدیران و معلمان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_423
تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی کیفیت آموزش در مدارس هوشمند مجهز به ابزارهای هوش مصنوعی، با تمرکز بر تحلیل موانع اجرایی و چالش های فرهنگی از دیدگاه مدیران و معلمان انجام شده است. ورود هوش مصنوعی به عرصه آموزش و پرورش، تحولی بنیادین در روش های تدریس، فرایندهای یادگیری و نقش معلمان ایجاد کرده است و مدارس هوشمند به عنوان بسترهای اصلی این تحول، با وعده ارتقای کیفیت آموزش، شخصی سازی یادگیری و افزایش کارایی، مورد توجه سیاست گذاران و مجریان نظام آموزشی قرار گرفته اند. جامعه آماری شامل مدیران و معلمان مدارس هوشمند مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع و با معیار اشباع نظری، ۳۲ نفر (۱۲ مدیر و ۲۰ معلم) از مدارس هوشمند با سطوح مختلف برخورداری انتخاب شدند و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق و مشاهده غیرمشارکتی کلاس های درس جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی که شامل کدگذاری باز، محوری و گزینشی است، در نرم افزار MAXQDA تحلیل گردیدند و برای تامین اعتبار و روایی داده ها از روش های بازبینی توسط مشارکت کنندگان، بازبینی توسط همکاران پژوهشگر و سه سوسازی منابع داده استفاده شد. یافته های پژوهش به شناسایی ۴ مضمون اصلی و ۲۲ مضمون فرعی در حوزه آسیب های کیفیت آموزش مدارس هوشمند انجامید. مضامین اصلی عبارتند از: ۱) آسیب های زیرساختی-فنی (شامل کمبود تجهیزات و فناوری استاندارد، ضعف و ناپایداری شبکه اینترنت، نبود پشتیبانی فنی مستمر، و ناسازگاری سخت افزارها و نرم افزارها)، ۲) آسیب های آموزشی-معلمی (شامل کاهش نقش و جایگاه معلم، ضعف دانش و مهارت دیجیتال معلمان، افزایش بار کاری و فرسودگی شغلی، وابستگی به فناوری و کاهش خلاقیت تدریس، و نبود محتوای آموزشی متناسب با هوش مصنوعی)، ۳) آسیب های فرهنگی-ساختاری (شامل شکاف دیجیتال و نابرابری آموزشی، مقاومت فرهنگی و سازمانی در برابر تغییر، نبود فرهنگ داده محوری و مشارکت، و بی اعتمادی به فناوری های نوین)، و ۴) آسیب های مدیریتی-سیاستی (شامل نبود سیاست های کلان شفاف و پایدار، ضعف نظارت و ارزشیابی اثربخشی، بودجه ریزی ناکافی و نامنظم، و نبود برنامه های توانمندسازی مستمر برای معلمان). همچنین، یافته ها نشان داد که مهم ترین موانع اجرایی شامل کمبود زیرساخت های فنی و پهنای باند مناسب، نبود دانش و مهارت کافی معلمان در زمینه هوش مصنوعی، هزینه های بالای نگهداری و به روزرسانی تجهیزات، و فقدان راهنماهای عملی و دستورالعمل های روشن برای استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در کلاس درس است که هر یک به نوبه خود، به عنوان مانعی جدی بر سر راه تحقق اهداف مدارس هوشمند عمل می کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اعظم یدالهی
کارشناسی زیست شناسی دانشگاه فردوسی مشهد