کاربرد وسایل کمک آموزشی در آموزش هندسه

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_325

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل کاربرد انواع وسایل کمک آموزشی در آموزش هندسه به دانش آموزان پایه های هفتم، هشتم و نهم و شناسایی موثرترین ابزارها و روش های تلفیق آنها با فرآیند یاددهی-یادگیری انجام شده است و می کوشد تا بر اساس شواهد تجربی و نظری، پاسخی جامع به این پرسش اساسی دهد .این مطالعه با رویکردی ترکیبی اکتشافی از نوع کیفی-کمی به اجرا درآمده است که در فاز کیفی، از طریق مصاحبه های عمیق با ۲۵ نفر از معلمان مجرب ریاضی، متخصصان تکنولوژی آموزشی و روان شناسان شناختی، مهم ترین موانع و راهکارهای مرتبط با استفاده از وسایل کمک آموزشی شناسایی و طبقه بندی گردید و در فاز کمی، با طراحی یک طرح نیمه آزمایشی شامل سه گروه آزمایش (آموزش با وسایل عینی، آموزش با نرم افزارهای شبیه ساز و آموزش ترکیبی) و یک گروه کنترل (آموزش سنتی)، به مدت یک ترم تحصیلی بر روی ۱۸۰ دانش آموز از مدارس مختلف شهر تهران اجرا شد و داده های حاصل از پیش آزمون، پس آزمون و آزمون تاخیری عملکرد هندسی، با استفاده از روش های آماری پیشرفته مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های کمی که در قالب سه جدول تفصیلی ارائه گردیده است، آشکار ساخت که گروه آموزش ترکیبی که همزمان از وسایل عینی (مانند اشکال برش خورده، چندوجهی های مقوایی، گئوبورد و ابزارهای ترسیم) و نرم افزارهای تعاملی (مانند جئوجبرا و نرم افزارهای محاکات گر) استفاده کرده بودند، به طور معناداری بالاترین نمرات را در پس آزمون و آزمون تاخیری کسب کردند و میانگین نمره آنان از ۱۲.۴ (از ۲۰) در پیش آزمون به ۱۷.۶ در پس آزمون افزایش یافت که نشان دهنده اثربخشی بسیار بالای رویکرد ترکیبی در تثبیت یادگیری و ارتقای درک مفهومی است (۰.۰۰۱>P و ۱۲.۸۴=F). همچنین، نتایج تحلیل واریانس نشان داد که صرفا استفاده از وسایل عینی، گرچه نسبت به روش سنتی موثرتر است، اما به تنهایی نمی تواند نیازهای متنوع دانش آموزان را در عصر دیجیتال برآورده سازد و استفاده صرف از نرم افزارها نیز به دلیل عدم ایجاد درک فیزیکی و لمسی از مفاهیم، اثربخشی کمتری نسبت به رویکرد ترکیبی داشته است و این یافته با نظریه یادگیری تجربی دیویی و دیدگاه سازنده گرایی اجتماعی مطابقت دارد که بر تعامل همزمان با اشیاء ملموس و بازنمایی های نمادین و دیجیتال برای عمق بخشی به یادگیری تاکید دارند. در بخش کیفی، مشارکت کنندگان به اجماع نظر رسیدند که بزرگ ترین موانع در به کارگیری وسایل کمک آموزشی شامل کمبود منابع مالی مدارس برای تهیه ابزارهای استاندارد، عدم آشنایی کافی معلمان با روش های تلفیقی و نحوه استفاده از نرم افزارهای تخصصی، و همچنین حجم بالای کتاب درسی که فرصت کافی برای فعالیت های عملی را از معلمان می گیرد، می باشد و بر اساس این یافته ها، راهکارهای پیشنهادی در سه سطح طراحی شده اند که شامل: توانمندسازی معلمان از طریق دوره های ضمن خدمت عملی و مستمر، تولید و توزیع بسته های کمک آموزشی ارزان قیمت و قابل ساخت توسط خود دانش آموزان، و بازنگری در محتوا و زمان بندی کتاب درسی برای گنجاندن فعالیت های عملی اجباری می باشد.

نویسندگان

هما میانجی

کارشناسی شیمی محض از دانشگاه آزاد اسلامی،واحدمشهد