تاثیر آموزش ادبیات فارسی بر پرورش مهارت های اجتماعی و عاطفی دانش آموزان دبیرستان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_312

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش ادبیات فارسی بر پرورش مهارت های اجتماعی و عاطفی دانش آموزان دوره متوسطه دوم انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد ۵۰ دانش آموز (۲۵ نفر گروه آزمایش و ۲۵ نفر گروه کنترل) از یک دبیرستان پسرانه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه استاندارد شامل پرسشنامه مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (۱۹۹۰) و پرسشنامه مهارت های عاطفی-اجتماعی کاسل (۲۰۰۲) استفاده گردید. روایی و پایایی ابزارها با استفاده از تحلیل عاملی و ضریب آلفای کرونباخ (به ترتیب ۰.۸۸ و ۰.۹۰) تایید شد. برنامه مداخله مبتنی بر آموزش ادبیات فارسی (با تاکید بر داستان ها، اشعار و متون عرفانی و اخلاقی) به مدت ۱۴ جلسه ۷۵ دقیقه ای (دو جلسه در هفته) بر روی گروه آزمایش اجرا گردید و گروه کنترل آموزش معمول ادبیات فارسی را دریافت کرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره و با نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش ادبیات فارسی با رویکرد تاکید بر متون اخلاقی، عرفانی و اجتماعی، به طور معناداری باعث افزایش مهارت های اجتماعی شده است و تحلیل های تکمیلی نشان داد که متون داستانی و روایی (۶۲ درصد) نسبت به متون شعری (۵۴ درصد) و متون عرفانی (۴۸ درصد) تاثیر بیشتری بر پرورش مهارت های اجتماعی و عاطفی داشته اند و این تفاوت از نظر آماری معنادار بوده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ادبیات فارسی با غنای محتوایی بی نظیر خود در زمینه مفاهیم اخلاقی، عاطفی، اجتماعی و عرفانی، می تواند به عنوان یک ابزار آموزشی-تربیتی توانمند در پرورش مهارت های اجتماعی و عاطفی دانش آموزان دبیرستان مورد استفاده قرار گیرد و برای دستیابی به این هدف، نیاز به بازنگری در روش های تدریس ادبیات فارسی، تاکید بر متون غنی و کاربردی، و ایجاد فضای تعاملی و مشارکتی در کلاس های ادبیات است. این یافته ها می تواند برای معلمان ادبیات، برنامه ریزان درسی، طراحان محتوای آموزشی و مشاوران مدارس در جهت استفاده بهینه از ظرفیت های ادبیات فارسی در تربیت اجتماعی و عاطفی دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.

نویسندگان

شهناز رحیمی فراهانی

کارشناسی زبان و ادبیات فارسی، مدیریت آموزش و پرورش منطقه ۴ تهران کدپرسنلی ۹۰۲۰۹۱۸۶