طراحی و اعتباریابی الگوی مدیریت کلاس مبتنی بر رویکرد شناختی-رفتاری برای بهبود رفتارهای ناسازگارانه
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_311
تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی راهبردهای چندوجهی مدیریت کلاس، کیفیت رابطه معلم-دانش آموز و مداخلات شناختی-رفتاری در کاهش و رفع اختلالات رفتاری دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه های سوم تا ششم ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که دارای اختلالات رفتاری (پرخاشگری، بیش فعالی، اضطراب و گوشه گیری) تشخیص داده شده بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و غربالگری، تعداد ۶۰ دانش آموز (۳۰ نفر گروه آزمایش و ۳۰ نفر گروه کنترل) انتخاب شدند و به همراه معلمان خود در برنامه مداخله شرکت کردند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه مشکلات رفتاری راتر (۱۹۶۷) فرم معلم، پرسشنامه رابطه معلم-دانش آموز پیانتا (۲۰۰۱) و پرسشنامه مهارت های مدیریت کلاس اممر و استاف (۲۰۰۱) استفاده گردید. روایی و پایایی ابزارها با استفاده از تحلیل عاملی و ضریب آلفای کرونباخ (به ترتیب ۰.۸۷، ۰.۸۹ و ۰.۸۴) تایید شد. برنامه مداخله به مدت ۱۲ جلسه ۶۰ دقیقه ای (دو جلسه در هفته) بر روی گروه آزمایش اجرا گردید و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره و با نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که مداخله چندوجهی شامل آموزش راهبردهای مدیریت کلاس به معلمان، بهبود کیفیت رابطه معلم-دانش آموز و ارائه مداخلات شناختی-رفتاری به دانش آموزان، به طور معناداری باعث کاهش اختلالات رفتاری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است .همچنین، تحلیل های تکمیلی نشان داد که بهبود رابطه معلم-دانش آموز (۵۶ درصد) و استفاده از راهبردهای مدیریت کلاس (۴۸ درصد) به عنوان قوی ترین پیش بینی کننده های کاهش اختلالات رفتاری بودند و مداخلات شناختی-رفتاری به تنهایی نیز ۳۹ درصد از کاهش رفتارهای مسئله آفرین را تبیین نمودند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که رفع اختلالات رفتاری در کلاس درس نیازمند رویکردی جامع، چندبعدی و هماهنگ است که همزمان به توانمندسازی معلمان، بهبود کیفیت تعاملات عاطفی و ارائه مداخلات مستقیم به دانش آموزان بپردازد. این یافته ها می تواند برای معلمان، مشاوران مدارس، مدیران آموزشی و برنامه ریزان دوره های توانمندسازی در جهت طراحی و اجرای برنامه های موثر پیشگیری و مداخله در زمینه اختلالات رفتاری دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
شهناز رحیمی فراهانی
کارشناسی زبان و ادبیات فارسی، مدیریت آموزش و پرورش منطقه ۴ تهران کدپرسنلی ۹۰۲۰۹۱۸۶