مرور نظام مند رابطه سازگاری اجتماعی با افسردگی در نوجوانان: تحلیل یافته های پژوهش های داخلی و خارجی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_207

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند رابطه بین سازگاری اجتماعی و افسردگی در نوجوانان و تحلیل یافته های پژوهش های داخلی و خارجی انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش مرور نظام مند انجام شده است. برای این منظور، جستجوی نظام مند در پایگاه های داده های داخلی (SID، نورمگز، مگیران، ایران داک) و خارجی (Google Scholar، PubMed، Scopus، ScienceDirect ) با استفاده از کلیدواژه های مرتبط انجام شد. از میان ۴۲ سند اولیه، پس از اعمال معیارهای ورود و خروج (شامل بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ خورشیدی، جامعه آماری نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ سال، و مطالعات دارای هر دو متغیر سازگاری اجتماعی و افسردگی)، در نهایت ۹ منبع معتبر (۶ منبع داخلی و ۳ منبع خارجی) انتخاب و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی مورد بررسی قرار گرفتند.نتایج مرور نظام مند نشان داد که بین سازگاری اجتماعی و افسردگی نوجوانان رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. علاوه بر این، دو مسیر کلیدی در این رابطه شناسایی شد: نخست، کارکرد خانواده (شامل حمایت عاطفی، کنترل منطقی و مشارکت عاطفی) به عنوان قوی ترین پیش بینی کننده سازگاری اجتماعی عمل می کند و دوم، خودکارآمدی تحصیلی و مهارت تصمیم گیری به عنوان متغیرهای میانجی، نقش تعیین کننده ای در تعدیل این رابطه دارند. همچنین یافته ها نشان داد که شیوع و شدت افسردگی در دختران اواخر دوره نوجوانی بیشتر از پسران است و بهترین پیش بینی کننده سازگاری اجتماعی در پسران «احساس امنیت در خانواده» و در دختران «محبت و تجارب مشترک با والدین» می باشد. بر اساس تجمیع این یافته ها، مدل مفهومی پژوهش به صورت زنجیره علی «کارکرد سالم خانواده ➡ خودکارآمدی تحصیلی و مهارت تصمیم گیری ➡ سازگاری اجتماعی ➡ کاهش افسردگی» استخراج گردید.سازگاری اجتماعی یکی از عوامل کلیدی و تاثیرگذار در سلامت روان نوجوانان و کاهش افسردگی است. با این حال، این رابطه از مسیرهای پیچیده ای عبور می کند که مهم ترین آنها کارکرد خانواده و خودکارآمدی تحصیلی است. بر اساس مدل استخراج شده، مداخلات پیشگیرانه و درمانی باید به طور همزمان بر خانواده (به عنوان بستر اولیه رشد)، مدرسه (به عنوان محیط دوم رشد مهارت ها) و خود نوجوان (به عنوان عامل فعال در کسب خودکارآمدی) متمرکز شوند. توجه به تفاوت های جنسیتی نیز در طراحی این مداخلات ضروری است. پیشنهاد می شود پژوهش های آینده، مدل مفهومی ارائه شده را با استفاده از روش های میدانی و مدل یابی معادلات ساختاری در شهرستان های مختلف ایران (از جمله شاهرود) مورد آزمون تجربی قرار دهند.

نویسندگان