الگوی مداخلات یکپارچه آموزگار و مشاور مدرسه در حمایت روانی اجتماعی و ارتقای تاب آوری دانش آموزان در شرایط جنگ و بحران

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_160

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

جنگ و سایر بحران های گسترده، علاوه بر خسارت های مادی، پیامدهای عمیقی بر سلامت روان، احساس امنیت، روابط اجتماعی و فرآیند یادگیری دانش آموزان بر جای می گذارند. تجربه اضطراب، ترس، سوگ، آوارگی، اختلال در روند آموزش و کاهش انگیزه تحصیلی، ضرورت طراحی مداخلات منسجم و مبتنی بر همکاری عوامل مدرسه را بیش از پیش آشکار ساخته است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی مداخلات یکپارچه آموزگار و مشاور مدرسه در حمایت روانی اجتماعی و ارتقای تاب آوری دانش آموزان در شرایط جنگ و بحران انجام شده است. این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی و از طریق بررسی منابع علمی معتبر، اسناد و راهنماهای بین المللی مدیریت بحران در مدارس و یافته های پژوهش های مرتبط انجام شد.بر اساس یافته ها، الگوی پیشنهادی بر چهار مرحله اصلی شامل آمادگی پیش از بحران، مداخله حین بحران، بازتوانی و حمایت پس از بحران و پایش و ارزیابی مستمر استوار است. در مرحله آمادگی، آموزش مهارت های زندگی، ارتقای سواد روان شناختی، تشکیل تیم حمایت روانی مدرسه و آموزش خانواده ها مورد توجه قرار می گیرد. در مرحله مداخله، ایجاد محیطی امن، حفظ ارتباط موثر با دانش آموزان، شناسایی افراد آسیب پذیر، ارائه کمک های اولیه روان شناختی، مدیریت هیجان ها و تداوم آموزش از مهم ترین اقدامات محسوب می شود. در مرحله بازتوانی، برنامه های گروهی، تقویت امید، بازسازی روابط اجتماعی، آموزش مهارت های مقابله ای و حمایت تخصصی از دانش آموزان نیازمند خدمات ویژه اجرا می شود. همچنین ارزیابی مستمر وضعیت روانی و اجتماعی دانش آموزان و اصلاح برنامه ها بر اساس بازخوردها، بخش تکمیلی این الگو را تشکیل می دهد.در این چارچوب، آموزگار به عنوان نزدیک ترین فرد به دانش آموز، نقش کلیدی در ایجاد فضای عاطفی امن، شناسایی نشانه های اولیه آسیب، تقویت مشارکت و افزایش احساس تعلق به مدرسه دارد و مشاور مدرسه با انجام غربالگری، مداخلات تخصصی، آموزش خانواده ها، هماهنگی با نهادهای حمایتی و ارجاع موارد پرخطر، این فرایند را تکمیل می کند. نتایج نشان می دهد اجرای هماهنگ این الگو می تواند موجب کاهش پیامدهای روانی بحران، افزایش تاب آوری فردی و اجتماعی، ارتقای سلامت روان، بهبود سازگاری، حفظ تداوم یادگیری و تقویت آمادگی مدارس برای مواجهه با بحران های آینده شود. بنابراین، استفاده از این الگو می تواند به عنوان راهنمایی کاربردی برای مدیران، آموزگاران، مشاوران و سیاست گذاران نظام آموزشی در مدیریت بحران و حمایت روانی اجتماعی دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.

نویسندگان

راحله توسلی

فرهنگی آموزش و پرورش

زهرا نعمتی

فرهنگی آموزش و پرورش

زهرا کاشانی کیا

فرهنگی آموزش و پرورش

نرجس خاتون زیاری کوهی

فرهنگی آموزش و پرورش