مدل سازی روابط میان ویژگی های شخصیتی، هوش و کیفیت یادگیری
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_100
تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف مدل سازی روابط میان ویژگی های شخصیتی، هوش و کیفیت یادگیری در دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه های دولتی شهر تهران انجام شد. این مطالعه از نوع همبستگی با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری بود که در آن رابطه بین پنج عامل بزرگ شخصیت (برون گرایی، دلپذیری، وظیفه شناسی، روان رنجورخویی و گشودگی به تجربه)، هوش (با ابعاد هوش سیال و هوش متبلور) و کیفیت یادگیری (با ابعاد یادگیری عمیق، یادگیری راهبردی و یادگیری سطحی) مورد آزمون قرار گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه های دولتی شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد ۴۵۰ دانشجو (۲۴۰ دختر و ۲۱۰ پسر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت، آزمون هوش بزرگسالان و پرسشنامه رویکردهای یادگیری بود که همگی از روایی و پایایی قابل قبولی در پژوهش های پیشین برخوردار بودند و ضریب آلفای کرونباخ آن ها در پژوهش حاضر به ترتیب ۰.۸۷، ۰.۸۹ و ۰.۸۸ به دست آمد که نشان دهنده همسانی درونی مطلوب است. یافته های حاصل از تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که بین وظیفه شناسی، گشودگی به تجربه و دلپذیری با کیفیت یادگیری رابطه مثبت و معنادار، و بین روان رنجورخویی با کیفیت یادگیری رابطه منفی و معنادار وجود دارد و همچنین هوش با کیفیت یادگیری رابطه مثبت و معناداری داشت. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مدل مفروض پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است و ویژگی های شخصیتی به طور مستقیم و غیرمستقیم و از طریق هوش بر کیفیت یادگیری تاثیر می گذارند و در مجموع، این دو دسته متغیر توانستند ۵۴ درصد از واریانس کیفیت یادگیری را تبیین نمایند. تحلیل اثرات میانجی نشان داد که هوش، نقش میانجی معناداری در رابطه بین گشودگی به تجربه و وظیفه شناسی با کیفیت یادگیری ایفا می کند و این یافته نشان می دهد که بخشی از تاثیر این دو ویژگی شخصیتی بر کیفیت یادگیری، از طریق افزایش توانایی های شناختی و هوش اعمال می شود. علاوه بر این، تحلیل تعدیل گری نشان داد که جنسیت، رابطه بین ویژگی های شخصیتی و کیفیت یادگیری را تعدیل نمی کند، اما رشته تحصیلی (علوم انسانی در مقایسه با علوم پایه و فنی-مهندسی) نقش تعدیل گر معناداری داشت و نشان داد که در رشته های علوم انسانی، نقش گشودگی به تجربه و دلپذیری در پیش بینی کیفیت یادگیری بیشتر از رشته های فنی-مهندسی است. بر اساس یافته ها، یک مدل مفهومی ارائه شده است که نشان می دهد کیفیت یادگیری، حاصل تعامل پیچیده بین ویژگی های شخصیتی و توانایی های شناختی است و هیچ یک از این دو دسته عوامل به تنهایی نمی توانند کیفیت یادگیری را تبیین کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا فتحی شاه نجفی
کارشناسی ارشد فیزیک ( ماده چگال) ، دانشگاه یاسوج ، کلاس ششم و هوش و استعداد آموزش و پرورش یاسوج
محمد قربانی
دکتری ریاضی دانشگاه زنجان ابتدایی آموزش و پرورش شهرستان فلارد ( چهار محال و بختیاری)