فلسفه «در مان رفت» از تمثیل غار افلاطون تا عبور در فاصله میان تصویر و بدن

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICLPPI03_117

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

«در مان رفت» تلاشی است برای بازخوانی تمثیل غار افلاطون؛ جایی که آزادکننده دیگر شخصی معین نیست، بلکه نسبتی است که میان رهاشده و زنجیریان پدید می آید. نسبتی که در میان تصویر و بدن، و در تعلیق میان دیدن و لمس کردن شکل می گیرد. این نسبت نه خروج از غار است و نه بازگشت به آن، بلکه بودن در آستانه ای است که در آن، فلسفه «در مان رفت» به مثابه یک وضعیت فضا زمانی زیسته رخ می دهد.این متن، عبور را نه چون حرکت رو به خارج، بلکه چون «بودن در فاصله» می فهمد؛ فاصله ای که در آن، «در مان رفت» به «نا وجود» می آید و تجربه ای از «نا آگاهی» را ممکن می سازد. در این وضعیت، بدن و تصویر نه در تقابل، بلکه در سکون و تلاطم هم زمان آینه ای، شکل تازه ای از «عملگرایی نا آگاه» را پدید می آورند.«در مان رفت» با عبور از تقابل های مسلط واقعی/ مجازی و سوژه/ ابژه، مفهوم «هوش تعاملی» را به مثابه شکلی از زیستن در مرز پیشنهاد می دهد؛ هوشی که نه در بازنمایی تصویر آرام می گیرد و نه در حذف بدن، بلکه در خود نسبت میان دیدن و لمس کردن، پدیدار می شود.این مقاله با بازخوانی تمثیل غار افلاطون، نشان می دهد که فلسفه نه در خروج از غار، بلکه در نسبت تعلیقی میان رها شده و در غار مانده شکل می گیرد.

نویسندگان

احسان براهیمی

نویسنده مسئول