بررسی تطبیقی روش های تعلیم و تربیت در مکاتب رئالیسم و ایدئالیسم

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_1848

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

در فرایند تعلیم و تربیت، مکاتب فلسفی-تربیتی متعددی وجود دارند که هرکدام ماهیت، فلسفه، روش، کنش و هدف مخصوص به خود رادارند و در همین راستا جریان و رهنمودهای اجرایی متعددی را ارائه می دهند، دیدگاه ایدئالیسم و رئالیسم دو مورد از مقبول ترین، پرکاربردترین و قدیمی ترین دیدگاه های فلسفی-تربیتی در زمینه آموزش هستند که در این پژوهش سعی می کنیم به بررسی تطبیقی روش های تعلیم و تربیت و مزایا و معایب آن از دیدگاه آموزشی مکاتب رئالیسم و ایدئالیسم بپردازیم، روش تحقیق این پژوهش کیفی-توصیفی است. این پژوهش ازنظر نوع جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، ازنظر قلمرو تحقیق، مبنایی-کاربردی و ازنظر نوع تحلیل از روش تحلیل محتوایی تلفیقی-تطبیقی استفاده می کند. بر اساس یافته های این پژوهش نوع اعتباربخشی ایدئالیسم به امور، اعتباری ذهنی، آرمانی و در رده کمال است اما نوع اعتباربخشی رئالیسم به امور، اعتباری حقیقی، منطقی، منطبق بر واقع و به دوراز احساسات است. هدف از تربیت ایدئالیستی این است که شاگرد را قادر سازد تا به حقیقت زیبایی و نیکی در زندگی اش پی ببرد تا شخصیت وی به طور آزاد و کامل پرورش یابد. تحقق خود، عمده ترین هدف آموزش وپرورش ایدئالیستی است. منظور از این اصطلاح، رساندن انسان به عالی ترین جایگاه شخصیت و بالنده ساختن تمام توان هایی ها و استعدادهای ذاتی وی است؛ بنابراین ازنظر آموزش وپرورش ایدئالیستی، ایجاد محیط روحانی و معنوی باید از عمده ترین هدف های تربیت باشد. به نظر ایدئالیست ها، فرهنگ و محیط روحانی، حاصل فعالیت خلاق انسان است اما در دیدگاه رئالیسم تنها وسیله شناخت و دقیق ترین آن، شناخت علمی است که به صورت روش خاص علمی انجام می پذیرد. این شناخت نیز نتیجه تجربه انسان است که در طول تاریخ و باگذشت سال ها، بدان دست یافته است. به نظر برخی از رئالیست ها، ذهن انسان هنگام تولد، همانند لوح سفید است و به تدریج در طول زندگی از راه حواس مختلف نقوشی بر آن بسته می شود که ما از آن ها به "محفوظات" یا "معلومات" تعبیر می کنیم و این نقش بستن را به اصطلاح "یادگیری" می نامیم. واقعیت، جنبه مادی داشته و درک آن جز از راه حواس و تجربه امکان پذیر نیست برر اساس مقایسه این دو دیدگاه می توان متوجه شد که در دیدگاه یادگیری ایدئالیستی ،توانایی درونی و رشد قابلیت های انسانی چنانچه در ذات اوست و مطابق فطرت مدنظر است و انسان را کمتر تحت تاثیر محیط می داند درصورتی که رئالیسم ذهن و فطرت نوزاد را تهی دانسته و مطلقا یادگیری را در اثر تجربه می داند،بر اساس این مقایسات پیشنهاد می گردد مطالعات گسترده تری در زمینه طرز تفکر یک نظام آموزشی ایدئالیستی یا رئالیستی انجام و با توجه به اعتقادات اسلامی ،فرهنگ وعرف ایرانی و نیازهای کشور، از نکات مثبت هر نظریه و مکتب تا حد امکان استفاده گردد.

نویسندگان

مهدیه باقری زادگان

کارشناسی روانشناسی بالینی دانشگاه ازاد قم

زهرا محمدی

کارشناسی اموزش ابتدایی دانشگاه ازاد قم

سیدمهدی حسینی حجت آبادی

کارشناسی علوم تجربی دانشگاه ازاد