کاربرد ارزشیابی توصیفی در بهبود کیفیت یادگیری در مدارس ابتدایی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_1668

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

مقاله مروری حاضر با هدف واکاوی عمیق و چندجانبه نقش و کارکردهای ارزشیابی توصیفی به مثابه یک رویکرد سنجش تربیتی در بهبود کیفیت یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی تدوین شده است. در دهه های اخیر، نظام های آموزشی پیشرو جهان با عبور از الگوهای سنتی سنجش که صرفا بر نمره دهی کمی و آزمون های پایانی متمرکز بودند، به سوی رویکردهای کیفی، فرایندمحور و توصیفی گام برداشته اند که در آنها، ارزشیابی نه به عنوان یک رویداد پایانی و تنش زا، بلکه به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از فرایند یاددهی-یادگیری تلقی می گردد. در این میان، ارزشیابی توصیفی که از اوایل دهه ۱۳۸۰ به صورت آزمایشی و سپس از سال ۱۳۹۳ به طور رسمی در تمام مدارس ابتدایی ایران اجرا شده است (سلام اسکول، ۱۴۰۴)، یکی از مهم ترین و بحث برانگیزترین نوآوری های نظام آموزشی کشور در دو دهه اخیر به شمار می رود. این شیوه ارزشیابی با تغییر پارادایم اساسی از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی فرایندی، جایگزینی بازخوردهای کیفی و توصیفی به جای نمرات عددی، و تنوع بخشی به ابزارهای جمع آوری اطلاعات (شامل پوشه کار، آزمون های عملکردی، ثبت مشاهدات، خودسنجی و همسال سنجی)، تلاش دارد تا تصویری جامع، واقع نما و همه جانبه از وضعیت تحصیلی، رشدی و تربیتی هر دانش آموز ارائه دهد (اکبری پور، ۱۳۹۹). پرسش اساسی که این مقاله در پی پاسخگویی به آن است، این است که ارزشیابی توصیفی تا چه میزان و از چه راهکارهایی توانسته است به هدف غایی خود، یعنی بهبود کیفیت یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی، نائل آید؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا مبانی نظری و فلسفی ارزشیابی توصیفی با تاکید بر تمایز بنیادین آن با رویکرد سنتی تشریح می گردد. در ادامه، با مرور نظام مند بر یافته های پژوهشی و شواهد تجربی موجود در منابع داخلی و خارجی، تاثیرات این رویکرد سنجشی بر ابعاد گوناگون یادگیری شامل ابعاد شناختی (مانند عمق یادگیری، درک مفاهیم، تفکر انتقادی و خلاقیت)، عاطفی (مانند انگیزه درونی، نگرش به مدرسه و یادگیری، اضطراب امتحان، اعتماد به نفس و خودپنداره تحصیلی) و فراشناختی (مانند خودتنظیمی، خودسنجی و مهارت های اصلاح گر) مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. یافته های این مرور حاکی از آن است که ارزشیابی توصیفی، علیرغم چالش های اجرایی متعدد، توانسته است تاثیرات مثبت و معناداری بر کاهش اضطراب امتحانی و بهبود بهداشت روانی محیط یادگیری داشته باشد (محمدی و غلامدوست، ۱۴۰۴؛ حیدری پور و همکاران، ۱۴۰۲). همچنین، این رویکرد با فراهم آوردن بازخوردهای مستمر، سازنده و شخصی سازی شده، زمینه را برای افزایش انگیزه درونی، تقویت خودکارآمدی و رشد مهارت های خودتنظیمی در دانش آموزان فراهم ساخته است (علی پور، ۱۳۹۶). با این وجود، شکاف معناداری بین نظریه و عمل در اجرای این طرح مشاهده می شود. عواملی نظیر تراکم بالای دانش آموزان در کلاس های درس، نبود زیرساخت های مناسب و منابع کافی، آماده نبودن برخی معلمان برای ایفای نقش جدید خود به عنوان تسهیل گر و راهنما، و عدم آگاهی بخشی کافی به والدین، از مهم ترین موانع تحقق کامل اهداف ارزشیابی توصیفی هستند (آموزک، ۱۳۹۳). مقاله حاضر نتیجه گیری می کند که ارزشیابی توصیفی، به مثابه یک راهبرد سنجش تربیتی، پتانسیل بالایی برای ایجاد تحول بنیادین در کیفیت یادگیری دانش آموزان ابتدایی دارد، مشروط بر آنکه با نگاهی واقع بینانه و سیستمی، زمینه های اجرایی و بسترهای لازم برای تحقق اهداف آن فراهم گردد و این رویکرد نه به عنوان یک بخشنامه اداری، بلکه به مثابه یک فلسفه تربیتی در نظام آموزشی نهادینه شود.

نویسندگان

فرزانه خاکی بادی

کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی، دانشگاه آزاد بادرود