تحلیل تاثیر محیط های یادگیری هوشمند بر انگیزش درونی دانش آموزان ابتدایی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CTSTE02_1576
تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405
چکیده مقاله:
بیان مسئله: نظام های آموزشی سنتی در مواجهه با پیچیدگی های شناختی و رشدی دانش آموزان دوره ابتدایی، اغلب در برانگیختن و حفظ انگیزش درونی آنان با چالش های جدی روبرو هستند. محیط های یادگیری غیرشخصی و مبتنی بر محتوای ایستا، توانایی پاسخگویی به نیازهای منحصر به فرد هر دانش آموز در این مرحله حساس رشدی را ندارند، که این امر منجر به کاهش خودکارآمدی و کاهش علاقه ذاتی به یادگیری می شود. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف اصلی سنجش و تبیین میزان و نحوه تاثیر به کارگیری محیط های یادگیری هوشمند (Smart Learning Environments - SLEs) مبتنی بر اصول نظریه خودتعیین گری (Self-Determination Theory) بر ابعاد مختلف انگیزش درونی دانش آموزان پایه سوم تا پنجم ابتدایی انجام شد. روش شناسی: این پژوهش از رویکرد روش شناسی ترکیبی متوالی اکتشافی (Sequential Explanatory Mixed Methods) بهره برد. فاز کمی شامل یک طرح آزمایشی نیمه آزمایشی با گروه کنترل و آزمایش (شامل ۱۲۰ دانش آموز) بود که در آن گروه آزمایش به مدت یک ترم تحصیلی از محیط یادگیری هوشمند شخصی سازی شده استفاده کردند. ابزارهای اصلی شامل مقیاس انگیزش درونی تحصیلی (IMMS) و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با زیرگروهی از دانش آموزان و معلمان بود. تحلیل داده های کمی با استفاده از تحلیل واریانس مکرر (MANOVA) و تحلیل داده های کیفی با روش تحلیل مضمون صورت گرفت. یافته های کلیدی نظری و تجربی: نتایج کمی نشان داد که استفاده از محیط های یادگیری هوشمند، به ویژه آن هایی که قابلیت هایی چون بازخورد فوری تطبیقی، محتوای شخصی سازی شده بر اساس شایستگی ادراک شده و امکان انتخاب فعالیت ها (خودمختاری) را فراهم می کردند، تاثیر مثبت و معناداری بر افزایش مولفه های شایستگی ادراک شده، خودمختاری و ارتباط اجتماعی دانش آموزان و در نتیجه افزایش انگیزش درونی آنان داشت ((p < ۰.۰۱)). تحلیل کیفی، این یافته ها را تایید کرد و نشان داد که سیستم های هوشمند با تنظیم سطح دشواری و ارائه چالش های بهینه، حس شایستگی را تقویت کرده و مانع از تجربه ناکامی های مکرر که منجر به بی انگیزگی می شود، گردیدند. نتیجه گیری و کاربردها: محیط های یادگیری هوشمند، در صورت طراحی مبتنی بر مبانی روانشناختی انگیزش، ابزاری قدرتمند برای حمایت از نیازهای اساسی روانشناختی (خودمختاری، شایستگی، ارتباط) در دانش آموزان ابتدایی هستند و می توانند به عنوان یک راهکار موثر برای ارتقای یادگیری پایدار و معنادار مورد استفاده قرار گیرند. این پژوهش راهکارهایی عملی برای ادغام هوشمندی فناوری و روانشناسی تربیتی ارائه می دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهتاب محبی
لیسانس رشته روان شناسی عمومی، مقطع تحصیلی ابتدایی، دانشگاه پیام نور (کنکور سراسری)، استان و شهر دانشگاه خوزستان - پیام نور اندیمشک - واحد دزفول، سمت آموزگار پایه سوم