تحلیل رابطه ثبات تربیتی درخانواده های تک واحدی با احساس امنیت روانی فرزندان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_1573

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق و تحلیل ماهیت پیچیده رابطه میان «ثبات تربیتی» در بستر «خانواده های تک واحدی» و میزان «احساس امنیت روانی» فرزندان انجام پذیرفته است. خانواده به عنوان اولین و اساسی ترین نهاد اجتماعی، نقش بنیادینی در شکل گیری ساختار شخصیتی و تنظیم هیجانی نسل های آتی ایفا می نماید. در دهه های اخیر، افزایش نرخ طلاق، فوت والدین، و سایر سازوکارهای منجر به تشکیل خانواده های تک واحدی (Single-Parent Families)، این ساختار را به یکی از رایج ترین اشکال خانواده در جوامع معاصر تبدیل کرده است. این تحول ساختاری، چالش های منحصر به فردی را در حوزه تربیت و محیط سازی روانی فرزندان به همراه دارد. ثبات تربیتی که به معنای تداوم، انسجام، پیش بینی پذیری و یکپارچگی در روش ها، ارزش ها و انتظارات والدین در فرآیند پرورش است، به عنوان یک عامل محافظتی حیاتی در رشد بهنجار تلقی می شود. در مقابل، فقدان یا بی ثباتی تربیتی، یعنی تضاد در پیام ها، تغییرات مکرر در قوانین، یا نبود یکپارچگی در اعمال محدودیت ها و محبت، می تواند نظام های درونی فرزند را دچار آشفتگی کند. خانواده های تک واحدی به دلیل فشارهای مضاعف اقتصادی، اجتماعی و عاطفی وارده بر والد سرپرست، بیشتر در معرض خطر تجربه بی ثباتی تربیتی هستند. این امر، زمینه ساز تضعیف «امنیت روانی» فرزندان می شود. امنیت روانی که از منظر روان شناسی تحولی، شامل احساس اطمینان به محیط پیرامون، اعتماد به مراقبت کننده اصلی، توانایی تنظیم هیجانات و احساس خودکارآمدی است، در سایه بی نظمی های محیط تربیتی دچار فرسایش می گردد. این پژوهش با اتخاذ رویکردی ترکیبی از نظریه های دلبستگی بالبی، سیستم های خانواده بوون و نظریه ثبات تربیتی، به تشریح مکانیسم هایی می پردازد که از طریق آن ها، ثبات یا بی ثباتی اعمال شده توسط والد واحد، بر ادراک فرزند از جهان و ارزش های بنیادی خود تاثیر می گذارد. تحلیل ها نشان می دهد که حتی با وجود نقص ساختاری (تک واحدی بودن)، سطح بالای ثبات تربیتی (از لحاظ تداوم قواعد، وضوح مرزها، و یکپارچگی هیجانی والد) می تواند به عنوان یک بافر (Buffer) عمل کرده و اثرات منفی ناشی از تغییر ساختار خانواده را خنثی سازد. در مقابل، زمانی که تک واحدی بودن با رفتارهای متناقض، تنش بالا، و عدم وضوح در نقش های تربیتی همراه شود، امنیت روانی فرزند به شدت آسیب می بیند، که نمود آن در افزایش اضطراب، کاهش اعتماد بین فردی و دشواری در تنظیم هیجانات پیچیده خواهد بود. این مطالعه با ارائه تعاریف دقیق از ابعاد مختلف ثبات تربیتی (شناختی، هیجانی، رفتاری، انضباطی) و مولفه های امنیت روانی (پیش بینی پذیری، اعتماد، تنظیم هیجان)، به شکلی تحلیلی به بررسی پیشینه نظری و تجربی این رابطه پرداخته و مدل مفهومی خاصی را برای محیط خانواده تک واحدی پیشنهاد می دهد. همچنین، نقش متغیرهای تعدیل گر نظیر حمایت اجتماعی خارجی، سبک فرزندپروری غالب و وضعیت اقتصادی اجتماعی والدین در شدت یا ضعف این رابطه مورد مداقه قرار گرفته است.در نهایت، یافته های نظری این تحلیل به تدوین پیشنهادهای کاربردی برای توانمندسازی والدین تک سرپرست و طراحی مداخلات مشاوره ای متمرکز بر ایجاد «ثبات در عین تغییر» در محیط خانواده منجر می شود، با تاکید بر این اصل که کیفیت تعاملات و تداوم اصول تربیتی، مهم تر از ساختار ظاهری خانواده است. این پژوهش دریچه ای نو به سوی درک پیامدهای روان شناختی ساختارهای خانواده در حال تغییر باز می کند.

نویسندگان

لیلا شکری

لیسانس زبان وادبیات فارسی، معاون آموزشی مدرسه، دانشگاه پیام نور آذربایجان شرقی تبریز