بررسی تاثیر روش های تدریس تدریجی (Scaffolded) بر ارتقای مهارت خواندن انتقادی در ادبیات فارسی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 29 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_1430

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش به بررسی تاثیر روش های تدریس تدریجی (Scaffolded Instruction) بر ارتقای مهارت خواندن انتقادی در دانش آموزان دوره متوسطه دوم، با تمرکز ویژه بر متون ادبیات فارسی، می پردازد. خواندن انتقادی، فراتر از درک سطحی معنای متن، مستلزم توانایی تحلیل، ارزیابی، تفسیر، و استنتاج پیام های پنهان، اهداف نویسنده، و سوگیری های احتمالی در متن است. در عصر اطلاعات، که دانش آموزان با حجم وسیعی از اطلاعات مواجه هستند، پرورش این مهارت از اهمیت حیاتی برخوردار است. روش های تدریس تدریجی، رویکردی آموزشی است که بر فراهم آوردن حمایت های موقت و متناسب با نیازهای یادگیرنده در طول فرآیند یادگیری تمرکز دارد. این حمایت ها به دانش آموزان کمک می کنند تا وظایف پیچیده ای را که به تنهایی قادر به انجام آن ها نیستند، با موفقیت به اتمام برسانند و به تدریج از این حمایت ها بی نیاز شوند. پژوهش حاضر با هدف روشن ساختن ارتباط میان این دو مفهوم، فرضیه ای را مبنی بر تاثیر مثبت و معنادار روش های تدریس تدریجی بر ابعاد مختلف خواندن انتقادی در دانش آموزان دوره متوسطه دوم، خصوصا در حوزه تحلیل متون ادبی فارسی، مورد آزمون قرار می دهد. بدین منظور، طرح پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل به کار گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان متوسطه دوم شهر [نام شهر] و نمونه ای متشکل از دو کلاس از یک دبیرستان با رویکرد تصادفی خوشه ای انتخاب شده اند. یک گروه به عنوان گروه آزمایش تحت آموزش با روش های تدریجی در درس ادبیات فارسی و گروه دیگر به عنوان گروه کنترل به روش سنتی آموزش دیده اند. ابزار گردآوری داده ها، آزمون خواندن انتقادی محقق ساخته مبتنی بر تحلیل متون ادبی فارسی و پرسشنامه سنجش نگرش به خواندن انتقادی است. پایایی آزمون از طریق آلفای کرونباخ و روایی آن از نوع روایی محتوا توسط متخصصان تایید شده است. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از آزمون های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و استنباطی (مانند تحلیل کوواریانس - ANCOVA) تحلیل خواهند شد. انتظار می رود یافته های این پژوهش نشان دهنده برتری گروه آزمایش در کسب نمرات بالاتر در ابعاد مختلف خواندن انتقادی، شامل شناسایی فرض های پنهان، ارزیابی شواهد، تشخیص سوگیری ها، و نتیجه گیری منطقی، در مقایسه با گروه کنترل باشد. همچنین، پیش بینی می شود نگرش دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به خواندن انتقادی نیز بهبود یابد. نتایج این تحقیق می تواند راهنمایی برای معلمان، برنامه ریزان آموزشی، و مولفان کتب درسی باشد تا با ادغام موثر روش های تدریس تدریجی در برنامه آموزشی، به توانمندسازی دانش آموزان در مواجهه با چالش های تفکر انتقادی در حوزه ادبیات فارسی کمک کنند.

نویسندگان

محمود وطن پرست

ارشد علوم تربیتی معاون آموزشی