مدرسه به مثابه اکوسیستم یادگیری تطبیقی: تحلیل کارکردهای آموزشی فضاهای یادگیرنده هوشمند

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_1276

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

مدرسه به عنوان یک نهاد زنده و پویا، در عصر تحولات دیجیتال نیازمند بازتعریف بنیادین در نقش، ساختار و کارکرد خود است. مفهوم «مدرسه به مثابه اکوسیستم یادگیری تطبیقی»، با الهام از زیست بوم های طبیعی و نظریه های پیچیدگی، رویکردی کل نگر و پویا را برای درک مدرسه ارائه می دهد که در آن تمامی اجزا—از فضاهای فیزیکی و فناوری ها تا انسان ها، فرهنگ و فرآیندها—در شبکه درهم تنیده ای از تعاملات قرار دارند و به طور مستمر با یکدیگر و با محیط پیرامون تطبیق می یابند. این مقاله مروری با هدف تحلیل کارکردهای آموزشی «فضاهای یادگیرنده هوشمند» در چارچوب این پارادایم اکولوژیک تدوین شده است. فضای یادگیرنده هوشمند به محیطی فیزیکی-دیجیتال یکپارچه اشاره دارد که با بهره گیری از فناوری های نهفته، حسگرها و سیستم های پردازش داده، به صورت فعال و انعطاف پذیر، خود را با نیازهای فردی و جمعی یادگیرندگان، اهداف آموزشی و زمینه های موقعیتی هماهنگ می سازد. در این مقاله، با مرور نظام مند ادبیات نظری و پژوهشی، شش کارکرد اصلی این فضاها در قالب اکوسیستم یادگیری تطبیقی تحلیل می شود: ۱) کارکرد تسهیل گری انعطاف پذیر، که از طریق معماری و مبلمان متغیر و فناوری های یکپارچه، امکان پیکربندی های متنوع فضایی برای فعالیت های آموزشی مختلف را فراهم می آورد؛ ۲) کارکرد پایش و بازخورد تطبیقی، که با جمع آوری و تحلیل داده های چندوجهی از فرآیند یادگیری (مانند درگیری، حرکت، تعامل)، بازخوردی غنی و به موقع برای یادگیرندگان و معلمان ایجاد می کند؛ ۳) کارکرد شخصی سازی و مسیریابی، که با استفاده از تحلیل یادگیری و هوش مصنوعی، مسیرها و منابع یادگیری را با ترجیحات، سبک ها و سطح پیشرفت هر فرد همسو می سازد؛ ۴) کارکرد تقویت تعامل و هم آفرینی، که با طراحی محیط های دیجیتال-فیزیکی مشترک و ابزارهای مشارکتی، یادگیری اجتماعی و ساخت جمعی دانش را حمایت می کند؛ ۵) کارکرد پیوند زیستمحیطی، که با اتصال فضای درون مدرسه به منابع، داده ها و جوامع بیرونی، مرزهای یادگیری را گسترش می دهد؛ و ۶) کارکرد تاب آوری و تکامل سازمانی، که با ایجاد ظرفیت یادگیری سازمانی و پاسخگویی به تغییرات، امکان سازگاری مستمر کل اکوسیستم مدرسه را فراهم می آورد. تحلیل حاضر نشان می دهد که تحقق این کارکردها مستلزم عبور از نگرشی صرفا فناوریمحور و اتخاذ طراحی ای انسان محور، فرهنگ ساز و اخلاق بنیاد است. در عین حال، چالش های مهمی از جمله مسائل حریم خصوصی، عدالت دیجیتالی، هزینه های بالای استقرار و نیاز به توسعه حرفه ای عمیق معلمان و رهبران آموزشی شناسایی و مورد بحث قرار می گیرند. این مقاله در نهایت با ارائه یک چارچوب مفهومی یکپارچه، زمینه را برای پژوهش های آینده در حوزه طراحی، اجرا و ارزیابی اکوسیستم های یادگیری تطبیقی هوشمند فراهم می سازد و بر ضرورت نگاه سیستمی، میان رشته ای و آینده نگر در بازآفرینی مدارس برای عصر پیچیدگی تاکید می ورزد.

نویسندگان

ملیحه کرم پور

کارشناسی ارشد علوم تربیتی گرایش آموزش ابتدایی