از آموزش انتقالی تا یادگیری عمیق

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_1274

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

جهان معاصر شاهد تحولی پارادایمی در عرصه آموزش و یادگیری است: گذار از الگوهای سنتی «آموزش انتقالی» به سوی الگوهای نوین «یادگیری عمیق». آموزش انتقالی، ریشه دار در رویکردهای رفتارگرایی و شناخت گرایی اولیه، بر انتقال یک سویه، استاندارد و از پیش تعیین شده دانش از معلم به دانش آموز تاکید دارد. در این پارادایم، معلم متخصص و منبع اصلی دانش، دانش آموز گیرنده منفعل، محتوا ثابت و عینی، و یادگیری معادل جذب و بازتولید اطلاعات تعریف می شود. اما این مدل، در مواجهه با چالش های عصر انفجار اطلاعات، پیچیدگی فزاینده مسائل جهانی و نیاز به پرورش شهروندانی با تفکر انتقادی، خلاق و توانمند برای یادگیری مادام العمر، به شدت ناکارآمد نشان داده است. در مقابل، مفهوم «یادگیری عمیق» ظهور یافته که نه تنها بر کسب دانش، بلکه بر درک مفهومی عمیق، توانایی به کارگیری دانش در موقعیت های جدید (انتقال یادگیری)، تحلیل، ترکیب، ارزیابی و خلق دانش جدید تمرکز دارد. این مقاله مروری، با هدف تحلیل انتقادی این گذار پارادایمی و تبیین مولفه ها، الزامات و پیامدهای آن نگاشته شده است. مقاله ابتدا با واکاوی تاریخی و نظری، مبانی فلسفی و روان شناختی دو پارادایم آموزش انتقالی و یادگیری عمیق را بررسی می کند. سپس، مولفه های کلیدی یادگیری عمیق—شامل درک مفهومی، تفکر انتقادی، حل مسئله پیچیده، همکاری، ارتباط موثر، خودهدایتی و ذهنیت رشد—در تقابل با ویژگی های آموزش انتقالی (حافظه محوری، تفکر سطحی، انفعال، رقابت فردی و ذهنیت ثابت) قرار داده می شود. در ادامه، عوامل محرک این گذار، از جمله تحولات فناورانه (دیجیتالی شدن، هوش مصنوعی)، نیازهای اقتصادی-اجتماعی قرن بیست ویکم، و یافته های جدید علوم اعصاب شناختی درباره چگونگی یادگیری مغز مورد تحلیل قرار می گیرد. مقاله همچنین به بررسی نقش تحول آفرین فناوری های نوین (یادگیری مبتنی بر بازی، واقعیت مجازی و افزوده، کلان داده های آموزشی) در تسهیل گذار به سمت یادگیری عمیق می پردازد. چالش های پیش روی این گذار، همچون مقاومت در برابر تغییر در ساختارهای آموزشی، آماده نبودن معلمان، نابرابری در دسترسی به فناوری، و تضاد با نظام های ارزشیابی سنتی نیز به تفصیل بحث می شوند. در نهایت، راهکارها و چارچوب های عملی برای تسهیل این تحول، شامل بازطراحی برنامه درسی، بازتعریف نقش معلم به عنوان تسهیل گر و مربی، تغییر در فرهنگ آموزشگاهی، و توسعه نظام های ارزشیابی اصیل و فرآیندمحور ارائه می گردد. نتیجه گیری کلی مقاله بر این نکته تاکید دارد که گذار از آموزش انتقالی به یادگیری عمیق، یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای بقا و شکوفایی فرد و جامعه در عصر حاضر است. این تحول نیازمند نگاهی کل نگر، عزمی جزم در تمام سطوح نظام آموزشی و سرمایه گذاری بلندمدت بر توسعه حرفه ای معلمان و زیرساخت های یادگیری است.

نویسندگان

مهدی قیصری پاک

کارشناسی مهندسی کامپیوتر

ابوالفضل مهری

کارشناسی مهندسی برق

مجید فاتحی راد

کارشناسی مهندسی برق