فنون تدریس خلاقانه برای افزایش انگیزه یادگیری در دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_1155

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

فنون تدریس خلاقانه به عنوان استراتژی های نوآورانه آموزشی که فراتر از روش های سنتی عمل کرده و بر ایجاد تجربه های یادگیری معنادار، جذاب و شخصی سازی شده تاکید دارند، تاثیر قابل توجهی بر افزایش انگیزه درونی دانش آموزان می گذارند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی و بین رشته ای به بررسی چگونگی تاثیر فنون تدریس خلاقانه بر شکل گیری و تقویت انگیزه یادگیری دانش آموزان با تاکید بر عدالت شناختی و اجتماعی می پردازد. تحلیل چندبعدی نشان می دهد که فنون تدریس خلاقانه از طریق ایجاد حس خودمختاری در انتخاب مسیر یادگیری، تقویت ارتباط بین محتوای درسی و تجربیات زندگی دانش آموز، طراحی چالش های بهینه متناسب با سطح توانایی، و استفاده از عناصر داستان سرایی و بازی گونه سازی، می تواند به رشد انگیزه درونی و کاهش وابستگی به پاداش های خارجی کمک کند. انگیزه یادگیری در این پژوهش به عنوان تمایل پایدار و فعالانه برای درگیری با محتوای آموزشی تعریف می شود که ریشه در علاقه ذاتی، حس تعلق و باور به توانایی فرد دارد. یافته ها حاکی از آن است که دانش آموزان آسیب پذیر از جمله کودکان مناطق محروم، دانش آموزان با سطح سواد خانوادگی پایین، دختران در جوامع سنتی گرا و کودکان مهاجر، اغلب از فرصت های برابر برای تجربه فنون تدریس خلاقانه محروم می مانند زیرا این فنون اغلب به طور ناخودآگاه بر اساس سواد فرهنگی و منابع خانوادگی طبقه متوسط طراحی می شوند و فرض می کنند دانش آموزان دسترسی به حمایت فرهنگی و منابع خارج از مدرسه دارند. این نابرابری ها به تفاوت های عمیق در سطح انگیزه یادگیری بین گروه های جمعیتی مختلف می انجامد که چرخه محرومیت آموزشی را تداوم می بخشد. در مقابل، فنون تدریس خلاقانه مبتنی بر اصول عدالت شناختی که تنوع روش های بیان علاقه و مشارکت را ارزش گذاری کرده و از دارایی های فرهنگی و زبانی دانش آموزان به عنوان منبع ایجاد انگیزه استفاده می کنند، می تواند به افزایش انگیزه یادگیری در همه دانش آموزان بدون توجه به پیشینه جمعیتی آنان کمک کند. این پژوهش با تاکید بر ضرورت بازتعریف فنون تدریس خلاقانه از ابزاری تکنیکی به رویکردی مبتنی بر عدالت، پیشنهاد می کند که معلمان و برنامه ریزان با آگاهی از تاثیرات تفاضلی این فنون بر گروه های جمعیتی مختلف، استراتژی هایی طراحی کنند که به جای تقویت نابرابری های موجود، به رشد انگیزه پایدار همه دانش آموزان بپردازند (Deci & Ryan, ۱۹۸۵; Csikszentmihalyi, ۱۹۹۰; Ladson-Billings, ۱۹۹۵).

نویسندگان

نظرعلی سلیمی بنی

کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

مریم صالحی زاده

دکتری مدیریت آموزش عالی