یادگیری تطبیقی زیست هیجانی: به سوی سیستم های آموزشی پاسخگو به وضعیت شناختی-عاطفی یادگیرنده
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CTSTE02_1147
تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405
چکیده مقاله:
یادگیری تطبیقی سنتی عمدتا بر اساس عملکرد و تعامل رفتاری یادگیرنده عمل می کند، در حالی که لایه عمیق تر و تاثیرگذارتری از یادگیری—متشکل از وضعیت هیجانی، شناختی و فیزیولوژیکی فرد—غالبا نادیده گرفته می شود. پژوهش حاضر با ارائه پارادایم «یادگیری تطبیقی زیست هیجانی»، در پی طراحی و تبیین سیستم های آموزشی هوشمندی است که به طور پویا و در زمان واقعی به سیگنال های زیستی و هیجانی دانش آموزان پاسخ می دهند. این مقاله با مرور نظام مند ادبیات علوم تربیتی، علوم اعصاب شناختی و تعامل انسان و رایانه، مولفه های ضروری چنین سیستمی را شناسایی کرده و چارچوبی یکپارچه متشکل از سه لایه پیشنهاد می دهد: ۱) لایه حس گری: جمع آوری داده های چندوجهی شامل سیگنال های فیزیولوژیک (مانند ضربان قلب، هدایت پوستی، امواج مغزی) و نشانگرهای هیجانی (بیان چهره، لحن صدا)؛ ۲) لایه تحلیل و تفسیر: استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین و هوش مصنوعی برای تشخیص وضعیت شناختی-عاطفی یادگیرنده (مانند تمرکز، خستگی، درگیری، سردرگمی یا اضطراب)؛ و ۳) لایه تطبیق و مداخله: تنظیم خودکار پارامترهای آموزشی (مانند سطح دشواری، سرعت ارائه، نوع محتوا، یا ارائه حمایت عاطفی) بر اساس خروجی لایه تحلیل. یافته های نظری این تحقیق نشان می دهد که یکپارچه سازی این سه لایه می تواند به سیستم هایی بینجامد که نه تنها با دانش، بلکه با «حالت» یادگیرنده هم گام می شوند و در نتیجه، تجربه یادگیری را بهینه سازی کرده و از بار شناختی و هیجانی نامطلوب می کاهند. این مقاله همچنین چالش های کلیدی از جمله ملاحظات اخلاقی و حریم خصوصی، هزینه و پیچیدگی فنی، و نیاز به مدل های تشخیصی دقیق و شخصی را بررسی کرده و راهکارهایی برای آینده این حوزه ارائه می دهد. در نهایت، نتیجه گیری می شود که حرکت به سوی سیستم های آموزشی پاسخگو به وضعیت زیست هیجانی، نه یک انتخاب فناورانه، بلکه یک ضرورت پژوهشی و عملی برای تحقق یادگیری موثر، همه شمول و انسان محور است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرخنده آدوستی
فرهنگی آموزش و پرورش