تحلیل نقش محوری و پیامدهای آن در ایجاد تفاوت در نظام آموزشی دوره ابتدایی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_1120

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

خودکارآمدی تحصیلی به عنوان باور فرد به توانایی خود برای سازماندهی و اجرای اقدامات لازم جهت دستیابی به عملکرد تحصیلی مطلوب، از مفاهیم کلیدی در روانشناسی تربیتی محسوب می شود. این سازه در دوره حساس ابتدایی که شکل گیری باورهای بنیادین فرد درباره توانایی هایش آغاز می گردد، از اهمیتی تعیین کننده برخوردار است. این مقاله با هدف تحلیل نقش محوری خودکارآمدی تحصیلی در نظام آموزشی دوره ابتدایی و بررسی پیامدهای گسترده آن برای دانش آموزان این دوره نگاشته شده است. روش پژوهش مبتنی بر مرور تحلیلی و نظام مند ادبیات نظری و تجربی در حوزه روانشناسی تربیتی و آموزش ابتدایی است. یافته ها در چند محور اصلی ارائه می شوند: نخست، تبیین مفهوم خودکارآمدی تحصیلی بر اساس نظریه شناختی-اجتماعی بندورا و شناسایی منابع چهارگانه شکل گیری آن در دانش آموزان ابتدایی (تجارب موفقیت، تجربه جانشینی، ترغیب کلامی و حالت های فیزیولوژیک و هیجانی). دوم، بررسی تاثیر خودکارآمدی تحصیلی بر پیامدهای شناختی، عاطفی و رفتاری دانش آموزان ابتدایی شامل انتخاب تکالیف چالش برانگیزتر، پشتکار بیشتر در مواجهه با دشواری، مدیریت موثرتر هیجانات تحصیلی، و عملکرد تحصیلی بالاتر. سوم، تحلیل نقش خودکارآمدی تحصیلی در ایجاد تفاوت میان دانش آموزان و چگونگی تعامل آن با متغیرهایی چون جنسیت، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و سبک های فرزندپروری. چهارم، شناسایی راهکارهای عملی برای تقویت خودکارآمدی تحصیلی در محیط های آموزشی دوره ابتدایی از طریق طراحی تجارب یادگیری موفقیت آمیز، ارائه الگوهای مناسب، استفاده از بازخوردهای توصیفی و تشویقی، و ایجاد جو حمایتی کلاسی. نتایج این تحلیل نشان می دهد که خودکارآمدی تحصیلی قوی به عنوان یک عامل محافظتی و تسهیل گر، می تواند بر بسیاری از چالش های آموزشی دوره ابتدایی غلبه کند و تفاوت معناداری در مسیر تحصیلی دانش آموزان ایجاد نماید. سرمایه گذاری بر توسعه این باور در سال های نخست تحصیلی نه تنها پیشرفت تحصیلی، بلکه سلامت روانی و علاقه مادام العمر به یادگیری را در پی خواهد داشت. مقاله درنهایت بر ضرورت توجه نظام مند به این سازه روانشناختی در طراحی برنامه های درسی، تربیت معلمان و ارزشیابی آموزشی تاکید می کند.

نویسندگان

فاطمه آمیان

فرهنگی آموزش و پرورش