تاثیر فناوری های دیجیتال بر مشارکت دانش آموزی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_847

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تحلیل عمیق و جامع تاثیرات چندوجهی فناوری های دیجیتال بر ابعاد مختلف مشارکت دانش آموزی در فرایندهای یاددهی-یادگیری نوین انجام شده است. در عصر کنونی که آموزش در حال گذار از مدل های سنتی به سوی محیط های یادگیری تعاملی و شخصی سازی شده است، فناوری های دیجیتال به عنوان محرک اصلی این تحول، نقشی محوری در بازتعریف نحوه تعامل دانش آموزان با محتوا، همکلاسی ها و معلمان ایفا می کنند. این مقاله با رویکردی کیفی-تحلیلی، ابتدا به تبیین چارچوب های نظری دخیل، از جمله سازنده گرایی و ارتباط گرایی، پرداخته و سپس تاثیرات فناورانه را بر چهار بعد بنیادین مشارکت (رفتاری، شناختی، عاطفی و اجتماعی) مورد واکاوی قرار می دهد. مشارکت دانش آموزی، که فراتر از حضور فیزیکی در کلاس درس است، شامل سطوح عمیقی از درگیری فعال، پرسشگری تحلیلی، ابراز احساسات مثبت نسبت به یادگیری و تعامل معنادار با جامعه یادگیری می باشد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که ابزارهایی نظیر سامانه های مدیریت یادگیری (LMS)، ابزارهای تعاملی مبتنی بر هوش مصنوعی، محتوای چندرسانه ای غنی شده و پلتفرم های ارتباطی، پتانسیل فوق العاده ای در کاهش موانع مشارکت رفتاری (مانند عدم حضور یا عدم انجام تکالیف) و ارتقاء مشارکت شناختی (از طریق دسترسی به منابع نامحدود و ابزارهای شبیه سازی) دارند. همچنین، بازخورد فوری و محیط های یادگیری مشارکتی آنلاین، عمق مشارکت عاطفی (افزایش انگیزه درونی) و اجتماعی (همکاری فرامکان) را تقویت می نمایند. با این حال، پژوهش حاضر بدون اغفال از چالش های ساختاری و فرایندی نظیر شکاف دیجیتال، مسئله اعتیاد به فناوری، کاهش مهارت های ارتباط رو در رو و نیاز مبرم به بازآموزی معلمان در طراحی تجربیات یادگیری غنی شده، این موارد را به عنوان محدودیت های جدی مطرح می سازد. این مقاله با مرور پیشینه تحقیقات داخلی و بین المللی، شکاف های موجود در مطالعات پیشین را مشخص کرده و به ارائه راهکارهای عملیاتی در سه سطح خرد (کلاسی)، میانی (مدرسه) و کلان (سیاست گذاری) می پردازد. نتیجه گیری اصلی این است که فناوری های دیجیتال، به خودی خود، ضامن افزایش مشارکت نیستند، بلکه اثربخشی آن ها مستقیما وابسته به طراحی آموزشی هدفمند، رویکردهای تربیتی سازنده گرایانه و زیرساخت های حمایتی قوی از سوی نهادهای آموزشی و خانواده ها است. این پژوهش در نهایت، مسیرهای جدیدی را برای پژوهش های آینده در زمینه سنجش عمیق پیامدهای بلندمدت استفاده از هوش مصنوعی در حفظ و ارتقای مشارکت پایدار دانش آموزی پیشنهاد می دهد.

نویسندگان

فاطمه نوری زاده فیروز آبادی

کارشناسی ارشد مشاوره و راهنمایی تحصیلی مقطع ابتدایی دانشگاه آزاد اشکذر استان یزد شهر اشکذر مدیر دبستان