دانش آموزمحوری و عدالت آموزشی در طراحی یادگیری
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CTSTE02_598
تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405
چکیده مقاله:
طراحی یادگیری در عصر حاضر، فراتر از انتقال یکسویه اطلاعات، به سمت خلق تجربیاتی حرکت می کند که نیازها، توانمندی ها و زمینه های متنوع دانش آموزان را در مرکز توجه قرار می دهد. این پژوهش با هدف بررسی پیوند میان دو مفهوم کلیدی «دانش آموزمحوری» و «عدالت آموزشی» در فرآیند طراحی محیط های یادگیری انجام شده است. رویکرد دانش آموزمحور، با تاکید بر نقش فعال یادگیرنده در ساخت معنا، تفاوت های فردی، علایق، سرعت یادگیری و سبک های شناختی وی را محترم می شمارد. از سوی دیگر، عدالت آموزشی صرفا به برابری در دسترسی محدود نمی شود، بلکه تحقق «برابری فرصت» برای موفقیت تمامی دانش آموزان، صرف نظر از پیشینه اقتصادی-اجتماعی، جنسیت، قومیت، توانایی یا محل سکونت را طلب می کند. مسئله اصلی این است که چگونه می توان با اتخاذ اصول طراحی دانش آموزمحور، به تحقق عدالت آموزشی در کلاس های درس ناهمگن کمک کرد. این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی و با بررسی نظام مند پیشینه نظری و پژوهشی داخلی و خارجی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که طراحی یادگیری دانش آموزمحور، زمانی می تواند مجرای تحقق عدالت آموزشی باشد که چند اصل بنیادین را رعایت کند: انعطاف پذیری در محتوا، فرآیند، فرآورده و محیط یادگیری؛ توجه به تنوع زیستی و فرهنگی و بهره گیری از آن به عنوان دارایی کلاس؛ توزیع عادلانه توجه و منابع آموزشی بر اساس نیازهای متفاوت؛ و توانمندسازی دانش آموزان از طریق انتخاب و خودتنظیمی. در این راستا، چارچوب هایی مانند «طراحی جهانی برای یادگیری» (UDL) به عنوان ابزاری کارآمد معرفی می شوند که با ارائه چندین Means of Engagement، Representation، Action & Expression، همزمان به تفاوت های فراگیران و کاهش موانع یادگیری پاسخ می دهد. با این حال، چالش های مهمی در مسیر تلفیق این دو مفهوم وجود دارد. از جمله می توان به آماده نبودن زیرساخت های فنی و انسانی در برخی مناطق، مقاومت در برابر تغییر رویه های سنتی، چالش های ارزشیابی یکسان نگر، و خطر تبدیل شدن «تفاوت گرایی» به «تبعیض پنهان» اشاره کرد. برای غلبه بر این چالش ها، نیاز به سرمایه گذاری در حرفه ای گری معلمان، بازاندیشی در سیاست های ارزشیابی، تامین منابع و فناوری های مناسب برای همه مدارس، و ایجاد فرهنگ مدرسه ای مبتنی بر شمول و احترام به تنوع است. در نهایت، این مقاله استدلال می کند که دانش آموزمحوری اصیل، بدون عدالت خواهی ناقص است و عدالت آموزشی واقعی نیز بدون توجه به تفاوت های فردی تحقق ناپذیر می نماید. بنابراین، طراحی یادگیری در قرن بیست ویکم باید بر تقاطع این دو ایده بنیان نهاده شود تا بتواند زمینه را برای شکوفایی استعدادهای همه دانش آموزان فراهم آورد.
کلیدواژه ها:
دانش آموزمحوری ، عدالت آموزشی ، طراحی یادگیری ، طراحی جهانی برای یادگیری (UDL) ، تفاوت های فردی ، برابری فرصت ، انعطاف پذیری آموزشی
نویسندگان
محمدرضا رومیانی
کارشناسی ارشد علوم و قرآن حدیث