بازتعریف موفقیت تحصیلی در چارچوب یادگیری دانش آموزمحور
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CTSTE02_589
تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405
چکیده مقاله:
در دهه های اخیر، نظام های آموزشی در سراسر جهان با انتقادات فزاینده ای مواجه بوده اند که مهم ترین آن، تمرکز انحصاری بر شاخص های کمی و سنتی موفقیت تحصیلی مانند معدل، نمره آزمون های استاندارد و رتبه در کلاس است. این شاخص ها، که عمدتا بر پایه رویکردهای انتقال محور و معلم محور استوارند، قادر به بازنمایی جامعی از قابلیت ها، رشد و آمادگی واقعی دانش آموزان برای زندگی در دنیای پیچیده قرن بیست ویکم نیستند. این مقاله با هدف بازتعریف مفهوم موفقیت تحصیلی در پرتو پارادایم یادگیری دانش آموزمحور نگاشته شده است. در این پارادایم، یادگیرنده در کانون فرآیند آموزش قرار دارد و تاکید بر ساخت فعال دانش، توسعه مهارت های فراتر از حافظه محوری، پرورش تفکر انتقادی و خلاق، و توجه به ابعاد عاطفی-اجتماعی رشد است. موفقیت تحصیلی در این چارچوب، به عنوان دستیابی به «رشد همه جانبه و عمیق یادگیرنده» تعریف می شود که تنها با سنجش های کمی محض قابل اندازه گیری نیست. این تعریف جدید، ابعاد متنوعی را در بر می گیرد: ۱) شایستگی های شناختی عمیق (درک مفهومی، توانایی حل مسئله، تفکر تحلیلی)، ۲) مهارت های فراشناختی (خودتنظیمی، یادگیری چگونه یادگرفتن، انعطاف پذیری ذهنی)، ۳) شایستگی های اجتماعی-عاطفی (همکاری، همدلی، تاب آوری، مدیریت هیجان)، ۴) مهارت های کاربردی و عمل گرا (به کارگیری دانش در موقعیت های واقعی، پروژه محوری) و ۵) نگرش مثبت به یادگیری (کنجکاوی، اشتیاق، پشتکار). این مقاله با روشی کیفی و از نوع مطالعه اسنادی-تحلیلی، ابتدا به نقد پارادایم سنتی و تبیین مبانی نظری یادگیری دانش آموزمحور (با اتکا به نظریه های ساختارگرایی، ساخت گرایی اجتماعی و انسان گرایی) می پردازد. سپس با تحلیل اسناد بالادستی، تجربیات موفق بین المللی و یافته های پژوهشی، الگویی چندبعدی برای ارزیابی موفقیت تحصیلی ارائه می دهد. یافته ها نشان می دهد که استقرار این تعریف جدید، مستلزم تحول در مولفه های کلیدی نظام آموزشی از جمله طراحی برنامه درسی انعطاف پذیر و یکپارچه، تغییر در نقش معلم از انتقال دهنده به تسهیل گر، اتخاذ روش های ارزشیابی تکوینی و کیفی (مانند پورتفولیو، ارزیابی مبتنی بر عملکرد و خودارزیابی)، و ایجاد فضای یادگیری مشارکتی و حمایت گر است. در نهایت، مقاله بحث می کند که این بازتعریف، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای تربیت شهروندانی مسئول، نوآور و توانمند در عصر حاضر است. چالش های عملی این تحول، از جمله مقاومت در برابر تغییر، نیاز به توانمندسازی معلمان و بازنگری در ساختارهای اداری نیز مورد بررسی قرار می گیرند.
کلیدواژه ها:
موفقیت تحصیلی ، یادگیری دانش آموزمحور ، ارزشیابی کیفی ، شایستگی های چندبعدی ، برنامه درسی انعطاف پذیر ، ساخت گرایی ، مهارت های قرن بیست ویکم
نویسندگان
سلیم رومیانی
کارشناسی علوم تجربی