بازاندیشی در آموزش رسمی با تمرکز بر یادگیری عمیق به جای یادگیری سطحی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_572

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

آموزش رسمی در بسیاری از نظام های آموزشی جهان، اغلب در دام رویکردهای سطحی و انتقال محتوای صرف گرفتار شده است. در این شیوه، تاکید اصلی بر حفظ سازی اطلاعات، بازتولید مفاهیم بدون درک عمیق، و موفقیت در آزمون های استاندارد متمرکز است. این امر منجر به پرورش یادگیرندگانی می شود که فاقد توانایی تحلیل، ترکیب، نقد و به کارگیری دانش در موقعیت های واقعی و پیچیده هستند. در مقابل، پارادایم «یادگیری عمیق» به عنوان چارچوبی بدیل و ضروری مطرح می شود که بر درک مفهومی، مرتبط سازی دانش جدید با ساختارهای شناختی پیشین، تفکر انتقادی و توانایی انتقال یادگیری به بافت های جدید تاکید دارد. این مقاله با هدف بازاندیشی در مبانی و روش های آموزش رسمی و تبیین ضرورت گذار از یادگیری سطحی به یادگیری عمیق نگاشته شده است. یادگیری عمیق صرفا کسب اطلاعات بیشتر نیست، بلکه ایجاد تغییر پایدار در درک و تفسیر فرد از جهان است. این نوع یادگیری مستلزم درگیری فعال شناختی و عاطفی یادگیرنده، حل مسئله، پژوهشگری و تفکر است. در محیط هایی که یادگیری عمیق محور است، نقش معلم از انتقال دهنده اطلاعات به تسهیل گر، راهنما و هم یار فرآیند یادگیری تغییر می یابد. ارزیابی نیز از شکل سنتی و متمرکز بر محصول، به سوی ارزیابی فرآیندی، تکوینی و مبتنی بر عملکرد در وظایف اصیل سوق می یابد. این مقاله با روش تحقیق کیفی از نوع تحلیل مضمون و با مرور نظام مند منابع کتابخانه ای و اسناد بالادستی، به واکاوی مبانی نظری، موانع و راهکارهای تحقق یادگیری عمیق در آموزش رسمی می پردازد. یافته ها حاکی از آن است که موانع ساختاری عمده ای مانند حجم سنگین و انباشته برنامه های درسی، سیطره فرهنگ آزمون محوری، ناکافی بودن توسعه حرفه ای معلمان، و فقدان منابع و فضاهای آموزشی انعطاف پذیر، تحقق یادگیری عمیق را با چالش مواجه کرده است. با این حال، راهکارهایی چون بازنگری در اهداف و محتوای برنامه درسی با تاکید بر اصول کل نگر و یکپارچه، ترویج روش های تدریس فعال مانند یادگیری مبتنی بر پروژه، مسئله و پژوهش، تقویت صلاحیت های حرفه ای معلمان در زمینه تسهیل گری یادگیری عمیق، و اصلاح نظام ارزشیابی به سوی سنجش های معتبر و چندبعدی، می توانند بستر لازم برای این گذار را فراهم آورند. تحول به سوی یادگیری عمیق، نیازمند اراده ای جمعی در سطوح سیاستگذاری، مدیریت آموزشی و اجراست. این تغییر، تنها یک تغییر روشی نیست، بلکه دگرگونی در فلسفه، فرهنگ و اکولوژی کل نظام آموزشی است. سرمایه گذاری در این مسیر، اگرچه پرهزینه و زمان بر به نظر می رسد، اما در نهایت به پرورش شهروندانی آگاه، خلاق، مسئولیت پذیر و توانمند برای مواجهه با چالش های پیچیده قرن بیست ویکم منجر خواهد شد.

نویسندگان

قدرت الله کولیوند

کارشناسی زبان انگلیسی