دانش آموز به عنوان کنشگر شناختی؛ بازاندیشی در مفهوم یادگیری در آموزش نوین

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_571

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

تحولات قرن بیست ویکم و پیچیدگی های جهان کنونی، ضرورت بازتعریف مفاهیم بنیادین در عرصه آموزش را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این میان، مفهوم «یادگیری» و نقش «دانش آموز» نیازمند بازاندیشی اساسی است. این مقاله با هدف واکاوی مفهوم «دانش آموز به عنوان کنشگر شناختی» و تبیین دلالت های آن برای مفهوم یادگیری در آموزش نوین نگاشته شده است. رویکرد حاکم بر مقاله، کیفی و از نوع تحلیلی-مروری است که با مطالعه و تحلیل منابع معتبر نظری و پیشینه پژوهشی مرتبط انجام پذیرفته است. یافته های تحلیل نشان می دهد که نگاه سنتی به دانش آموز به عنوان دریافت کننده منفعل اطلاعات، دیگر پاسخگوی نیازهای عصر حاضر نیست. در برابر، پارادایم نوین، دانش آموز را یک «کنشگر شناختی» می داند؛ عاملی فعال، خودتنظیم گر، مسئله یاب و سازنده دانش که با به کارگیری راهبردهای فراشناختی، بر فرآیند یادگیری خود مدیریت و نظارت دارد. این تغییر نقش، مستلزم تحولی بنیادین در مفهوم یادگیری است: یادگیری نه فرآیندی انتقالی، بلکه فرآیندی ساخت گرایانه، موقعیتی، اجتماعی و توزیع شده تعریف می شود که در بافتاری معنادار و در تعامل با دیگران رخ می دهد. در این الگو، معلم از جایگاه سخنران مطلق به نقش راهبر، تسهیل گر و همکار در فرآیند یادگیری تغییر موضع می دهد. محیط های یادگیری نیز باید به گونه ای طراحی شوند که امکان کنشگری، جست وجو، مشارکت، خلاقیت و تفکر نقاد را برای یادگیرنده فراهم آورند. بحث مقاله بر این تاکید دارد که پذیرش این دیدگاه، مستلزم تغییر در برنامه های درسی، روش های ارزشیابی، فضای فیزیکی و فرهنگ مدرسه است. در نتیجه گیری تاکید می شود که بازتعریف دانش آموز به عنوان کنشگر شناختی، تنها یک تغییر اصطلاحی نیست، بلکه تحولی فلسفی و عملی است که می تواند به خلق نظام های آموزشی پویا، انعطاف پذیر و توانمندساز در رویارویی با چالش های آینده بینجامد.

نویسندگان

یاسر بازوند

کارشناسی ارشد فیزیک

اعظم آبچره

کارشناسی ادبیات فارسی