مقاله تاثیر فناوری های نوین بر کیفیت آموزش و پرورش

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_520

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با هدف تحلیل جامع و انتقادی تاثیرات فناوری های نوین بر کیفیت آموزش و پرورش در سطح دکتری، به بررسی عمیق ابعاد شناختی، عاطفی، اجتماعی، و اخلاقی این تحولات پرداخته است. عصر حاضر شاهد ظهور و نفوذ گسترده فناوری های پیشرفته ای نظیر هوش مصنوعی (AI)، یادگیری ماشین (ML)، واقعیت افزوده و مجازی (AR/VR)، کلان داده ها (Big Data)، اینترنت اشیاء (IoT)، یادگیری تطبیقی (Adaptive Learning)، و بلاک چین آموزشی است که پارادایم های سنتی آموزش را به چالش کشیده و فرصت های بی سابقه ای برای ارتقای کیفیت فراهم آورده اند. این تحقیق بر مبنای روش شناسی تحلیلی-توصیفی و انتقادی استوار بوده و با استفاده از چارچوب های نظری پیشرفته، به بررسی چگونگی تاثیر این فناوری ها بر فرآیندهای یاددهی-یادگیری می پردازد. مقدمتا، فناوری های مورد بحث، از طریق شخصی سازی مسیر یادگیری (یادگیری تطبیقی) و ارائه تجارب غنی حسی (AR/VR)، به افزایش تعامل، درگیری و عمق یادگیری کمک شایانی می کنند. هوش مصنوعی، با تحلیل الگوهای یادگیری و ارائه بازخورد فوری، پتانسیل عظیمی در مدیریت فرآیندهای شناختی و تسهیل آموزش مبتنی بر شواهد دارد. با این حال، این مقاله به صورت انتقادی به پیامدهای جانبی این تحولات نیز می پردازد؛ از جمله، خطر تقویت شکاف دیجیتال، مسائل مربوط به حریم خصوصی داده ها (به ویژه در استفاده از کلان داده ها)، و تاثیرات بالقوه بر توسعه مهارت های اجتماعی و هوش عاطفی.تحلیل نقش معلم در این اکوسیستم جدید نشان می دهد که هویت حرفه ای معلم نیازمند تحول بنیادین از انتقال دهنده دانش به تسهیل گر، طراح تجربه یادگیری، و ناظر اخلاقی فرآیندهای دیجیتال است. سیاست گذاری آموزشی باید با در نظر گرفتن زیرساخت ها، توسعه حرفه ای معلمان، و تضمین دسترسی عادلانه، برای به حداکثر رساندن منافع و کاهش مخاطرات عمل کند. چالش اصلی در این میان، حفظ اصالت اهداف تربیتی در برابر فشار نوآوری های صرفا فناورانه است. کیفیت بخشی آموزش نباید صرفا در گرو بهره برداری از ابزارهای جدید باشد، بلکه باید مبتنی بر اصول پداگوژیکی قوی و انطباق با نیازهای پیچیده قرن بیست و یکم باشد.این پژوهش با مرور جامع پیشینه ها، چارچوب های فلسفی (مانند پراگماتیسم و سازه گرایی مبتنی بر فناوری) و مبانی تربیتی (مانند یادگیری مبتنی بر مسئله با کمک شبیه سازی های VR)، نشان می دهد که پذیرش فناوری باید هدفمند و همراه با ارزیابی های دقیق اثرات بلندمدت باشد. نتیجه گیری نهایی بر ضرورت تدوین استراتژی های کل نگر برای ادغام موثر فناوری در نظام آموزشی تاکید دارد تا از گذار موفقیت آمیز به سوی آموزش کیفی، عادلانه و آینده نگر اطمینان حاصل شود. پیشنهادهای کاربردی بر توسعه مدل های ارزیابی اثربخشی، آموزش سواد رسانه ای و اخلاق دیجیتال برای همه ذی نفعان تمرکز دارند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

معصومه حسینی

لیسانس علوم تربیتی

مهناز سهیلی

دبیری ادبیات فارسی

سلدا نصیری

کارشناسی مهندسی نرم افزار

فاطمه نصرتی

کارشناسی علوم تربیتی (آموزش ابتدایی)